
جنوب این روزها فقط جنوب نیستتاریخ، دادگاه عجیبی است؛ نه قاضی اش فریب می خورد، نه حافظه اش پیر می شود. در پرونده ی این روزها، شاید صدای انفجارها کم کم خاموش شود، اما سکوت ها تا ابد پژواک خواهند داشت. - لیلا مهدوی در یادداشت های روزانه اش درباره جنگ اینگونه نوشته است: اخبار جنوب خواب را از چشمانم پرانده… این که می گویم جنوب، واژه اشاره به خط مقدم است. دشمن چنگ انداخته به جان تمام ایران. هر خبری که می رسد، فقط از جنوب نمی آید؛ از تمام شریان های سرزمینمان عبور کرده و به قلب همه می رسد. هیچ کس تماشاگر نیست. وقتی آتش به نبض یک وطن می رسد، مسافت ها از معنا می افتند. دشمنی که کارخانه ی آب را می زند، از عطشِ مردم ارتزاق می کند؛ آن که سیلوی گندم را می زند، از گرسنگی نان می سازد؛ آن که اسکله ی صیادی را هدف می گیرد، از بریدنِ روزیِ مردمان قوت می گیرد؛ و آن که جانِ کودک را نشانه می رود، پیش از آن که ماشه را بفشارد، آخرین نشانه های انسان بودن را از دست داده است. ترسو همیشه آدرسِ زندگی را بهتر از آدرسِ میدان بلد است؛ برای همین، جنگ را از سنگر به مدرسه می برد، از خاکریز به بیمارستان، از میدان به سفره، از سرباز به کودک. او خوب می داند که از پسِ اراده برنمی آید، پس ریشه را می زند؛ خیال می کند اگر آب را بکشد، تشنگی پیروز می شود؛ اگر نان را بسوزاند، گرسنگی پرچم بالا می برد؛ اگر برچسب ها: جنوب - نشانه - سیلوی گندم - دشمن - مردم - کارخانه - یادداشت |
آخرین اخبار سرویس: |