
از دختر ناکام تا رضا موتوری/ یادگاری از وارطاناز همان روز که رضا موتوری پله های سینما را یکی دو تا بالا رفت تا پول های دزدیده شده لعنتی را به پلیس برساند اما اسیر چاقو بچه محل ها شد تا جای لکه دست به خون آغشته اش بر روی دیوار نقره سینما تابستانی تبدیل به یکی از ماندگارترین قاب های سینمای ایران شود. - عصر ایران ؛ علی نجومی _ ده دوازده سال بیشتر سن نداشتم که موعد جشنواره فیلم فجر فرارسید و پدرم باید به قول خودش وفا می کرد و من را به تماشای لااقل یک فیلم جشنواره می برد. خلاصه یک روز جمعه سرد زمستانی راه افتادیم پیاده خیابان ولی عصر و انقلاب را گز کردن که در یکی از این سینماهای انبوه جشنواره ای لااقل بتوانیم به دیدن یک فیلم مفتخر شویم، اما چشمتان روز بد نبینید ازدحام صفوف عشاق سینما مگر به ما امان خرید بلیط می داد. دیگر کاملا ناامید شده بودیم که پرسیدیم جلوی سینما سپیده و من خیلی خسته و دل شکسته سعی کردم برای آخرین بار شانس خودم را امتحان کنم رفتم جلوی گیشه دیدم پرنده پر نمی زند. به پرده سینما نگاه کردم آرم جشنواره بزرگتر از آن بود که نشود دید. اما برخلاف انتظارم فیلمی که نمایش می دادند یک فیلم کاراته ای هنگ کنگی بود که اصلا اسمش را یادم نیست. ما البته پر رو تر از این حرف ها بودیم و رفتیم فیلم را ببینیم. برچسب ها: سینما - جشنواره - جشنواره فیلم فجر - خیابان ولی عصر - فیلم - موتوری - سینمای ایران |
آخرین اخبار سرویس: |