
رسم نجفمردان نجفی تابوت را بر شانه می گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می شوند، دور ضریح می گردانند. فردا همین شانه ها امانتی را به دوش می کشید که هر روز سهمِ نجف نیست. - محمدعلی جعفری در یادداشتی نوشت: مردان نجفی تابوت را بر شانه می گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می شوند، دور ضریح می گردانند. فردا همین شانه ها امانتی را به دوش می کشید که هر روز سهمِ نجف نیست. یاداشت مهمان - محمد علی جعفری، رسمِ نجف، رسمِ امروز و دیروز نیست. مردان نجفی تابوت ها را بر شانه می گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می شوند، دور ضریح می گردانند، فاتحه ای زمزمه می کنند و می روند سمت مسجدِ عمران بن شاهین. صف های نماز یکی یکی شکل می گیرد، دست ها برای تکبیر بالا می رود، سکوتی سنگین بر رواق ها می نشیند و نمازِ میت، زیر نگاهِ مولا، بر پیکر امانت اقامه می شود؛ آنگاه شانه ها، آخرین بدرقه را تا بیرونِ حرم ادامه می دهند. شانه ها هیچ گاه از سنگینیِ چوبِ تابوت نمی لرزند؛ از سنگینیِ نام ها می لرزند. چه شانه هایی؟ مرد عراقی را از شانه هایش می شناسند؛ استوار، کمی خمیده از سال ها کار، اما هنوز نجیب و سرسخت. آفتابِ دجله و فرات بر پوستشان نشسته و بادِ بیابان بر آن ها خط کشیده است. این شانه ها زبانِ خاموشِ مردانگی اند؛ بی ادعا، اما پر از روایتِ روزهای دشوار. برچسب ها: ایوان طلا - نجف - تابوت - امانت - سنگین - ایوان - مردان |
آخرین اخبار سرویس: |