
روایت مادری که هنوز چشم به راه شهیدش است؛ از صبحانه های دورهمی تا وداعخانه های مادران شهدا شبیه هیچ خانه ای نیست، در این خانه ها، مادر میان روشنایی خاطره و تاریکی دلتنگی ایستاده است، این گفتگو روایت مادری است که هر روز «انتظار» را زندگی می کند. - روایت مادری که هنوز چشم به راه شهیدش است؛ از صبحانه های دورهمی تا وداع اهواز - خانه های مادران شهدا شبیه هیچ خانه ای نیست، در این خانه ها، مادر میان روشنایی خاطره و تاریکی دلتنگی ایستاده است، این گفتگو روایت مادری است که هر روز انتظار را زندگی می کند. خبرگزاری مهر، گروه استان ها - فاطمه دقاق نژاد: خانه های مادران شهدا، شبیه هیچ خانه ای نیست؛ در و دیوارش با صدای قدم هایی پرشده اند که دیگر برنمی گردند اما از یاد هم نمی روند. آن جا زمان مثل ساعت نمی گذرد مثل تسبیح می چرخد، دانه دانه با ذکرهایی که گاهی لبخندند و گاهی بغض. مادر، میان روشنایی خاطره و تاریکی دلتنگی ایستاده است؛ نه تمام قد شکسته نه بی درد؛ شبیه شمعی که سوختن را بلد است و هنوز روشن می ماند. وقتی نام مهدی را می گوید، انگار پسرش از راه می رسد: با سلامی که بوی ادب می دهد با شوخی های ساده ای که سفره را گرم می کند با احترامی که دستِ مادر را می بوسد و دلِ خواهران را کنار هم جمع می کند. این گفتگو، داستان یک قهرمان دور از دسترس نیست؛ زندگی مردی است که از نماز اول وقت تا اتوی مرتب لباس از نان حلال تا محبت بی برچسب ها: مادر - خانه - مادران شهدا - روشنایی - مادری - روایت - مادران |
آخرین اخبار سرویس: |