
شوخی در موزه جواهرات ملی؛ خبرنگار (+صدا)مأمور ساواک هم که قضیه را جدی گرفته بود با عصبانیت جواب می دهد: «خیر، نمی شه. » باب شروع به اصرار کردن می کند که ای بابا، این همه سنگ این جاست، - اما این از آن خبرها نبود که هر روز روی تلکس خبرگزاری ها قرار بگیرد؛ پس باب دوترو، خبرنگار ABC، با چند نفر از همکارانش سوار یک جت اختصاصی در فرودگاه هیتروی لندن می شوند و به قاهره می روند. نکته جالب در بدو ورود اکیپ ABC به قاهره این است که شایعه شده است تیرهایی که به سمت انور سادات نشانه رفتند از بالای برجی در نزدیکی محل رژه شلیک شده بودند؛ بنابراین باب دوترو به همراه گروهش شال و کلاه می کنند تا کمی در این زمینه تحقیق کند. بعد از چند ساعت گشتن و دنبال سرنخ ها را گرفتن، پایشان به مسجد بزرگی باز می شود که احتمال می دهند بتوانند سوژه های مناسبی را برای پوشش خبر کشته شدن انور سادات در آن پیدا کنند. برای همین شروع به عکس انداختن، فیلم برداری و پرس وجو می کنند. در این بین راننده اکیپ مدام به گروه به زبان ایما و اشاره می گوید به این کار ادامه ندهند، اما اکیپ بی خیال این هشدارها به کار خودشان ادامه می دهند تا این که تنها چند دقیقه بعد جماعت خشمگین نمازگزار به سمت آن ها سرازیر می شوند و اکیپ هم فرار را بر قرار ترجیح می دهد. برچسب ها: انور سادات - خبر - خبرنگار - موزه جواهرات - خبرگزاری ها - فیلم برداری - قاهره |
آخرین اخبار سرویس: |