
در غزه، عید با نخ و قلاب معنا می شود«عید یعنی همین؟» دختربچه ای در اردوگاه غزه گوسفند بافتنی اش را بغل گرفته و مادر جوابی جز بغض ندارد. اینجا عید دیگر با بوی نان تازه نمی رسد؛ - عید یعنی همین؟ دختربچه ای در اردوگاه غزه گوسفند بافتنی اش را بغل گرفته و مادر جوابی جز بغض ندارد. اینجا عید دیگر با بوی نان تازه نمی رسد؛ با صدای قلاب و نخ می رسد. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: در غزه، عید همیشه با بوی نان تازه و صدای بازی بچه ها از راه می رسید؛ با لباس هایی که مادرها شب عید اتو می کردند و پدرهایی که دست کودکانشان را می گرفتند تا برای خرید قربانی به بازار بروند. اما حالا، در میان خیابان هایی که بیشتر به ویرانه شبیه اند تا شهر، زنانی نشسته اند که به جای انتخاب گوسفند قربانی، با تکه های نخ و کاموا، گوسفندهای کوچکی می بافند تا چیزی از عید را نجات دهند. در یکی از چادرهای موقت جنوب غزه، زنی جوان آرام قلاب را میان انگشتانش می چرخاند. کودکش کنار او نشسته و با ذوق به گوسفند سفید کوچکی نگاه می کند که هنوز یک گوشش کامل نشده است. بیرون چادر، صدای هواپیماها گاهی نزدیک می شود و بعد دور. اما داخل چادر، مادر سعی می کند صدای دیگری بسازد؛ صدای عادی زندگی، صدای عید. در همین چادرها، گاهی چند زن دور هم جمع می شوند. برچسب ها: عید - گوسفند - بوی نان - غزه - اردوگاه - دختربچه - نان |
آخرین اخبار سرویس: |