
جوانی بدون جوانی؛ سرگشتگی در هزارتوی زمان (+صدا)انسان مدرن از آینده هراسناک است و بیش از انسان باستانی دچار یأس می شود و اضطراب و نگرانی، آسایش خاطرش را می رباید. - داستان، روایت یک زبان شناس سالخورده اهل رومانی، دومنیک ماتیی، است که از قرار معلوم، در یک روز بارانی در اواخر دهه 1930 میلادی و درست یک سال قبل از آغاز جنگ بین الملل دوم، با برخورد صاعقه به تنش، نیمی از پوست بدنش می سوزد و این سرآغاز روندی معجزه آسا در زندگی اوست؛ روندی که در آن جوان می شود و حافظه ای تمام و کمال پیدا می کند که هر سطری از هر کتابی را که خوانده است به یاد می آورد و هر چه را زمانی آموخته ولی از یاد برده بوده، دوباره به یاد می آورد. حتی قدرت ذهنی اش به پایه ای می رسد که ذهن افراد را می خواند. اما چنین پدیده ای نمی تواند بدین راحتی از دیدگان دیگران پنهان بماند. خیلی زود روشن می شود که جاسوسان گشتاپوی آلمان نازی، تحت رهبری گوبلز و زیر نظر دکتر رودولف، به دنبال یافتن دومنیک ماتیی هستند تا بتوانند بفهمند تخلیه الکتریسیته با چه ولتاژی باعث بروز این معجزه شده است و حالا ماتیی باید به نوعی زندگی مخفی روی بیاورد. از مجموعه پادکست هایی درباره کتاب، پادکست کتاب روایت بازگشت نوشته هشام مطر را بشنوید در خلال مرور خاطرات ماتیی، ما متوجه می شویم که ادراک او از برخی وقایع و خاطراتش از گذشته، توأم با اشتباهات برچسب ها: جوان - برخورد صاعقه - انسان - انسان مدرن - روز بارانی - بین الملل - سالخورده |
آخرین اخبار سرویس: |