
سوگی که از کتاب ها بیرون آمد و واقعی شدبا خودم می گویم کاش هیچوقت قرار نبود شما را تشییع کنند، انگار این صحنه باعث می شود باورم کنم که شما رفتید و ما دیگر نداریم تان، احساس می کنم هنوز هستید و ما منتظر پیام تان هستیم. - با خودم می گویم کاش هیچوقت قرار نبود شما را تشییع کنند، انگار این صحنه باعث می شود باورم کنم که شما رفتید و ما دیگر نداریم تان، احساس می کنم هنوز هستید و ما منتظر پیام تان هستیم. خبرگزاری مهر - مجله مهر: سلام عزیزِجانم…نمی دانم داستانِ دلبستگی ما از کجا شروع شد،نمی دانم کی بود که احساس پدرانه شما در دلم جوانه زد،نمی دانم اولین بار کجا با احترام شما را آقا خطاب کرده ام،نمی دانم چندسالم بود که تصویر شما برای همیشه در ذهنم جاودانه شد،نمی دانم بار اول کجا بود که با شنیدن نام شما چشمانم برق زده،فقط می دانم که از یک جا به بعد شما همه امید وطنم شُدید،کشورم را با وجود شما سرِپا می دیدم، تصور نبودن شما را بعد از هزاربار دورازجان گفتن، آن هم در فاصله ای خیلی خیلی دور می پنداشتم و حتی در هنگامهٔ تصورش خودم را در آن روزگار نمی دیدم، اما نمی دانم خدا چرا سرنوشتی چنین برای مان رقم زد. هنوز در سحر روز اعلام شهادت شما مانده ام، هم چنان فکر می کنم همه چیز خواب بوده و قرار است از خواب بیدار شوم. برچسب ها: احساس - خبرگزاری مهر - تشییع - منتظر - بار - قرار - صحنه |
آخرین اخبار سرویس: |