مطالب مرتبط:
روایت عشق رهبر شهید به کتاب و ادبیات فارسی مغفول مانده است
تصاویر| عشق، خنده و اشک: 10 سریال کره ای که نباید از دست بدهید!
نوبت عشق با محرم شد ...
دانلود آهنگ باشکوه نیما مسیحا به نام عشق / عشق گاهی مرهم نیست عشق غصه هاش کم نیست
چرا برابری در عشق از برابری در تقسیم کارهای خانه دشوارتر است؟ نابرابری ای که روابط عاشقانه تاب تحمل آن را ندارند
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 25 خرداد 1405 ساعت 21:552026-06-15سياسي

برشی از کتاب «مسافر وادی عشق»


تیر و مرداد سال 1357 تصمیم گرفتیم دسته جمعی نماز جماعت بخوانیم.

این نماز جماعت اثر خیلی خوبی داشت و مورد بغض، نفرت و کینه سازمان(منافقین) بود.

- برشی از کتاب مسافر وادی عشق نوشته مرحوم ایرج صفاتی در خصوص وضعیت و فعالیت های زندانیان سیاسی پیش از انقلاب در زندان قصر را در ادامه می خوانید: اطلاع از شهادت برادر در بازپرسی شهریورماه 1356 در ساختمان دادرسی ارتش پرونده ای را جلوی من گذاشتند و آن را خواندم.

نوشته بودند: به دنبال معدوم شدن فردی به نام غلامحسین صفاتی دزفولی از بنیانگذاران ارتش انقلابی خلق مسلمان .

وقتی این را خواندم شوکه شدم.

اوایل دستگیری در زندان به امام زمان(عج) متوسل شده بودم برادرم غلامحسین را نگیرند یا دستگیر نشود و یا زنده دستگیر نشود.

فکر می کردم اگر او را بگیرند، چه بلایی سر او خواهد آمد؟ همان طور که استغاثه و توسل داشتم، خوابم برد.

آن شب فقط همین پنج دقیقه خوابم رفت.

یک سید نورانی آمد کنار من نشست.

ایشان چهره خیلی نورانی داشت و در ذهن من ماندگار است.

من هر وقت این خاطره را به یاد می آورم، منقلب می شوم.

آن چهره نورانی - تا به حال چنین چهره ای در عمرم ندیده ام - لبخندی بر لبش داشت و هیچ صحبتی هم با من نکرد.


برچسب ها: نماز جماعت - دستگیر - زندان - زندانیان سیاسی - استغاثه و توسل - انقلاب - مسافر
آخرین اخبار سرویس:

برشی از کتاب «مسافر وادی عشق»

برشی از کتاب «مسافر وادی عشق»