
برشی از کتاب «مسافر وادی عشق»تیر و مرداد سال 1357 تصمیم گرفتیم دسته جمعی نماز جماعت بخوانیم. این نماز جماعت اثر خیلی خوبی داشت و مورد بغض، نفرت و کینه سازمان(منافقین) بود. - برشی از کتاب مسافر وادی عشق نوشته مرحوم ایرج صفاتی در خصوص وضعیت و فعالیت های زندانیان سیاسی پیش از انقلاب در زندان قصر را در ادامه می خوانید: اطلاع از شهادت برادر در بازپرسی شهریورماه 1356 در ساختمان دادرسی ارتش پرونده ای را جلوی من گذاشتند و آن را خواندم. نوشته بودند: به دنبال معدوم شدن فردی به نام غلامحسین صفاتی دزفولی از بنیانگذاران ارتش انقلابی خلق مسلمان . وقتی این را خواندم شوکه شدم. اوایل دستگیری در زندان به امام زمان(عج) متوسل شده بودم برادرم غلامحسین را نگیرند یا دستگیر نشود و یا زنده دستگیر نشود. فکر می کردم اگر او را بگیرند، چه بلایی سر او خواهد آمد؟ همان طور که استغاثه و توسل داشتم، خوابم برد. آن شب فقط همین پنج دقیقه خوابم رفت. یک سید نورانی آمد کنار من نشست. ایشان چهره خیلی نورانی داشت و در ذهن من ماندگار است. من هر وقت این خاطره را به یاد می آورم، منقلب می شوم. آن چهره نورانی - تا به حال چنین چهره ای در عمرم ندیده ام - لبخندی بر لبش داشت و هیچ صحبتی هم با من نکرد. برچسب ها: نماز جماعت - دستگیر - زندان - زندانیان سیاسی - استغاثه و توسل - انقلاب - مسافر |
آخرین اخبار سرویس: |