مطالب مرتبط:
طرح | رقابت در بهشت
توطئه خانوادگی برای قتل پدری که زن دوم گرفت
رمزگشایی از قتل سوخته تهران/ نقشه قتل در کانال خانوادگی مجازی
دختر شهید هاشمی تبار، سنت خانوادگی را ادامه می دهد
توطئه خانوادگی برای قتـل پدری که زن دوم گرفت/ همسر مقتول پس از جنایت به ترکیه گریخت
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 28 اردیبهشت 1405 ساعت 00:202026-05-17حوادث

بهشت خانوادگی


پتو کفاف سرمای هجدمین شب سال روستای لامجین را نمی داد.

مامان فاطمه لحاف های جهیزیه اش را از انباری درآورده بود که شب ها بچه ها سرما نخورند.

- آخر هفته که می شد همه هوش و حواس مان به این بود که زودتر وسایل مان را جمع کنیم و برویم خانه آقاجان.

ما از پنجشنبه عصر می رفتیم تا جمعه غروب و این کار هر هفته مان بود.

بچه های دایی هم طبقه بالا بودند.

خاله ها و بچه هایشان هم یا از همان پنجشنبه می آمدند یا اول صبح جمعه خودشان را به کاروان خانه مامان بزرگ می رساندند طوری که صبحانه را کنار هم باشیم.

و همه خوشی های ما خلاصه می شد در آن با هم بودن ها سر سفره آقا جان و مامان بزرگ.

هنوز هم طعم شیرینش بعد از سال ها زیر زبان مان مانده اما دیگر نه مامان بزرگی هست و نه آقاجان و نه آن دورهمی ها و شیطنت هایی که بعضی وقت ها داد مادرهایمان را به هوا می برد.

حالا سال ها بعد خانواده حاج آقا عیسی تقی زاده درست مثل آن روزهای ماست.

جنگ همه شان را دور هم جمع کرده.

از علی آقا و خانم و بچه هایش تا آقا رضا و خانواده آقا محمد.

نازیلا و الیسا بر بچه های کوچکتر حکمرانی می کنند.

صبح ها آفتاب چنان خودش را از پشت شیشه های مشجر خانه روستایی حاج عیسی داخل می کند که خواب از سر بچه ها می پرد آنطور که از همان اول صبح هوس تاب بازی می کنند.


برچسب ها: مامان - بچه ها - اما - پنجشنبه - آقا - بزرگ - همه
آخرین اخبار سرویس:

بهشت خانوادگی

بهشت خانوادگی