مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 1 اردیبهشت 1405 ساعت 00:202026-04-20پزشكي

دوستش داشتم


بند دوربین را روی دوشش انداخته و تا سوژه ای برایش دلربایی می کند، دستش شاتر دوربین را لمس می کند .

عکاسی شغلش نیست، علاقه اش است.

- پرستار زندگی در میانه مرگ سعیده روپوش کوتاه سفید پرستاری به تن داشت و یک مقنعه ی مشکی که موهای رنگ کرده اش از جلوی آن بیرون زده بود.

پرچم را به دوشش گرفته بود تا دوستش یک یادگاری از روزی که برای رزمایش دختران جان فدا آمده بود، بگیرد.

نه تنها همه ی روزهای جنگ دوازده روزه، که سی وهشت روز جنگ اخیر را هم در بیمارستان مانده بود.

بخش زنان و زایمان، شادی و غم را مخلوط می کند و به خورد آدم ها می دهد؛ برای سعیده، پرستار 32 ساله ی این بخش، به دنیا آمدن بچه ای که سال ها چشم انتظارش بودند، شیرین ترین و سقط جنین هایی که پدر و مادر با هزینه های سنگین و مداوا، خانه را به یمن آمدنش چراغانی کرده بودند، تلخ ترین واقعه های روزهای جنگ است.

او شیفت های اضافه هم برداشته بود تا خودش را برای حضور در خط مقدم جنگ آماده کند و به بودن کنار جان فداهای دیگر افتخار می کند.

دوستش داشتم شور 22 سالگی نیلوفر را حتی در پرچم چرخاندنش هم می شود دید، چه برسد وقتی که صدایش را بلند می کند و فریاد این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده را سر می دهد تا دیگران هم بگویند.


برچسب ها: پرستار - روز - جنگ - دوربین - به دنیا آمدن - پدر و مادر - بیمارستان
آخرین اخبار سرویس:

دوستش داشتم

دوستش داشتم