
روایتی دیگر از ماجرای نجات سه نوزاد در بیمارستان جنگ زدهندا سلیمی، پرستار بیمارستان خاتم الانبیا، نوزادان را از آتش کسانی نجات داد که شعار «آزادی» سر می دادند، اما نسخه شان برای رسیدن به آن آزادی، - او ندا بود، اما صدایش از گلوی سیاستمداران جنگ افروز بلند نشد. صدایش از دل بیمارستانِ در حال فروریختن بلند شد، جایی که صدای خطر، موسیقیِ متن زندگی بود و گریه نوزاد، بهترین خبر پیروزی. او در سیاست نمی گنجد. او در زیستنِ بی معنای جنگی می درخشد که سیاستمداران برایش معنا تراشیده اند. تنها زیبایی جنگ، همین است: در دل زشت ترین پدیده تاریخ بشری، آدم هایی قد می کشند که با دستان خالی، گهواره را از آتش می ربایند. همین حماسه ها هستند که بعد از تمام شدن آتش، شعر می شوند، کتاب می شوند، فیلم می شوند، تا یادمان بماند که انسان حتی در جهنم هم می تواند فرشته باشد. وگرنه جنگ که هیچ ندارد جز خاکستر و نعره. جهان اگر بخواهد واقعاً آزاد شود، نه به سیاستمدار وعده دهنده نیاز دارد، نه به ژنرال فاتح. جهان به ندا سلیمی ها نیاز دارد. پرستارانی که مرز نمی شناسند، انسان اند. می دانند چگونه آغوشی امن در برابر انفجارها بسازند. جهان با همین نیک نفسان زنده است. او میتوانست فقط دارو بدهد، تب را اندازه بگیرد و برگه ترخیص صادر کند. برچسب ها: بیمارستان - سیاستمداران - سیاست - جنگ - نوزاد - آزاد - ندا |
آخرین اخبار سرویس: |