
به وقت غیرت؛ روایت گم شدگان تاریخ و یافتگان راهروایتی از دختران چادری که با دست های رنگی و قلب هایی زلال، خیابان را به سنگر لبخند تبدیل کرده اند؛ نوجوانانی که تاریخ را میان هیاهوی شهر گم کرده اند تا آرمانشان را پیدا کنند. - روایتی از دختران چادری که با دست های رنگی و قلب هایی زلال، خیابان را به سنگر لبخند تبدیل کرده اند؛ نوجوانانی که تاریخ را میان هیاهوی شهر گم کرده اند تا آرمانشان را پیدا کنند. خبرگزاری مهر - مجله مهر: چهار پنج نفرند، با چادرهای عربی و حجاب های کامل، هم قد و قواره ی همند و از دور کاملا شبیه هم. نزدیکشان که می شوم بلند می گویم خداقوت بچه ها! دارند روی دیوار پیاده رو با شابلون عکس آقا و شعارهای حماسی اسپری می کنند. با هم برمی گردند سمت صدا. شرمگین سلام می کنند. بچه مدرسه ای اند. لبخند روی لب ایستاده ام به خواندن شعار. می پرسم چند ساعته مشغولین؟ آنکه ریزه تر است می گوید: از ده صبح . می پرسم چه کارها کردید؟ به کوله پشتی سیاه کنار دیوار اشاره می کنند یک پرچم ایران 30 سانتی، با یک دسته ی سفید بلند از کنار زیپِ نیمه باز زده بیرون و توی باد آرام بعدازظهر تکان می خورد. همان ریزه انگار چلچلی تر است، سخنگوی جمع! از صبح 230 تا پوستر داشتیم، بردیم تو بازار و پاساژ هر مغازه داری که مایل بود روی شیشه ی مغازه ش چسبوندیم. برچسب ها: لبخند - تاریخ - روایت - خیابان - دختران - خبرگزاری مهر - سنگر |
آخرین اخبار سرویس: |