
شانس مجدد؛ بررسی کتاب «کتابخانه نیمه شب»کتابخانه نیمه شب را می توان اثری در حوزه ادبیات داستانی گمانه زن دسته بندی کرد؛ یعنی جنبه ها و بخش های مهمی از داستان را نمی توان با عینک واقعیت گرایانه دید و تأویل و تفسیر کرد. کتاب از همان صفحه ابتدایی خود، با ظرافتی مثال زدنی، تکلیفش را با خواننده روشن می کند. ما با نقل قولی از شاعر مشهور انگلیسی، سیلویا پلات، مواجه می شویم که می گوید: من هرگز نمی توانم جای تمام کسانی که می خواهم باشم و تمام زندگی های دلخواهم را زندگی کنم. هرگز نمی توانم همه مهارت های لازم را بیاموزم. چرا باید چنین چیزی بخواهم؟ دوست دارم همه سایه ها، صداها و تجربیات ذهنی و جسمی مختلف را زندگی و احساس کنم. بعد به ما این اطلاعات داده می شود که کتابخانه ای بین مرگ و زندگی وجود دارد که داخل آن، تا چشم کار می کند، قفسه هایی مملو از کتاب دیده می شود. هر کتاب در واقع فرصتی برای زیستن یک زندگی دیگر را فراهم می کند؛ زندگی ای که در صورت تصمیم های متفاوت در زندگی مان با آن روبه رو می شدیم. اگر شانس جبران پشیمانی های خود را داشتیم، آیا کار متفاوتی انجام می دادیم؟ داستان در واقع درباره دختری 35 ساله به نام نورا سید است که در بدفورد انگلستان زندگی می کند و در نقطه ای بحرانی از زندگی اش قرار گرفته است. برچسب ها: زندگی - کتاب - کتابخانه - توان - ادبیات داستانی - داستان - مهارت های |
آخرین اخبار سرویس: |