
عقلانیت ایرانی در گلستان و بوستانسعدی پادشاه را تنها با معیار قدرت نمی سنجد، بلکه او را با عدالت، شفقت، انصاف و نسبتش با ضعیفان ارزیابی می کند. در این نگاه، جامعه زمانی سامان دارد که قدرت از خودآگاهی اخلاقی برخوردار باشد و فرودستان نیز صرفاً موضوع ترحم نباشند، - سعدی پادشاه را تنها با معیار قدرت نمی سنجد، بلکه او را با عدالت، شفقت، انصاف و نسبتش با ضعیفان ارزیابی می کند. در این نگاه، جامعه زمانی سامان دارد که قدرت از خودآگاهی اخلاقی برخوردار باشد و فرودستان نیز صرفاً موضوع ترحم نباشند، بلکه معیار سنجش سلامت حکومت باشند. حسین قتیب- خواندن بوستان و گلستان فقط آشنایی با نثر و نظم سعدی نیست؛ نوعی ورود به دستگاهی از اندیشیدن است که می توان آن را عقلانیت ایرانی نامید. این عقلانیت، نه عقلانیت خشکِ فلسفی به معنای مدرسه ای آن است، نه صرفاً اخلاق گرایی پندآموز. بیشتر نوعی خرد عملی است؛ خردی که در دل زندگی روزمره، سیاست، معاشرت، قدرت، فقر، دین، عشق و تجربه تاریخی شکل گرفته است. در این عقلانیت، انسان موجودی کاملاً فرشته خو یا کاملاً شیطانی فرض نمی شود. سعدی انسان را با همه تناقض هایش می بیند: هم نیازمند نان است، هم تشنه معنا؛ هم به قدرت نزدیک می شود، هم از ستم قدرت می ترسد؛ هم می تواند بخشنده باشد، هم خودخواه؛ هم اهل عبادت است، هم گرفتار ریا. برچسب ها: عقلانیت - قدرت - خودآگاهی - برخوردار - معیار - اخلاق - ارزیابی |
آخرین اخبار سرویس: |