
امروز با سعدی: حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخحیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ / وآن سینه سفید که دارد دل سیاه - / وآن سینه سفید که دارد دل سیاه آن سرو ناز بین که چه خوش می رود به راهوآن چشم آهوانه که چون می کند نگاه تو سرو دیده ای که کمر بست بر میان؟!یا ماه چارده که به سر برنهد کلاه؟! گل با وجود او چو گیاه است پیش گلمه پیش روی او چو ستاره ست پیش ماه سلطان صفت همی رود و صد هزار دلبا او چنان که در پی سلطان رود سپاه گویند از او حذر کن و راه گریز گیرگویم کجا روم که ندانم گریزگاه اول نظر که چاه زنخدان بدیدمشگویی در اوفتاد دل از دست من به چاه دل خود دریغ نیست که از دست من برفتجان عزیز بر کف دست است گو بخواه ای هر دو دیده پای که بر خاک می نهیآخر نه بر دو دیده من به که خاک راه حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخوآن سینه سفید که دارد دل سیاه بیچارگان بر آتش مهرت بسوختندآه از تو سنگدل که چه نامهربانی آه شهری به گفت و گوی تو در تنگنای شوقشب روز می کنند و تو در خواب صبحگاه گفتم بنالم از تو به یاران و دوستانباشد که دست ظلم بداری ز بی گناه بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفتاز دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر چای یا قهوه؟ انتخابی که می تواند بر خطر پوکی استخوان تأثیر بگذارد برچسب ها: سفید - سینه - سیاه - داری - گوی - سلطان - نامهربانی |
آخرین اخبار سرویس: |