
روایت شهادت یک بانو در کوچه های شیرازیک نویسنده در یادداشتی با عنوان «زیورآلات شهادت» روایت زندگی بانویی به نام خاتون را به تصویر می کشد؛ بانویی که سال ها با صلوات شمار و مهربانی اش در محله شناخته می شد و سرانجام در حادثه ای در نزدیکی حرم شاهچراغ شیراز، - یک نویسنده در یادداشتی با عنوان زیورآلات شهادت روایت زندگی بانویی به نام خاتون را به تصویر می کشد؛ بانویی که سال ها با صلوات شمار و مهربانی اش در محله شناخته می شد و سرانجام در حادثه ای در نزدیکی حرم شاهچراغ شیراز، به شهادت رسید. به گزارش خبرنگار خبرگزاری صداوسیما ، معصومه سادات صدری در یادداشت زیورآلات شهادت روایتی از زندگی و سرنوشت بانویی به نام خاتون را نوشته است؛ زنی که اهالی محله او را با نام ننه صلواتی می شناختند. زیورآلات شهادت اسمش خاتون بود، اما بچه ها صدایش می کردند؛ ننه صلواتی . صفت ننه را خیلی زودتر از آن که گیس هایش سفید شود، پیدا کرده بود. اکسسوری همیشگی اش یک صلوات شمار بود که همیشه گمش می کرد. پسرش هر وقت می آمد یک تازه اش را برایش می خرید. بچه های محله می دانستند اگر صلوات شمار های خاتون را پیدا کنند یک مشت شکلات کاراملی از آن نرم و تازه هایش را جایزه می گیرند! پسر خاتون توی کارخانه شکلات سازی حاشیه شیراز کار می کرد؛ آخر هفته ها به مادر سر می زد. برچسب ها: زیورآلات - شهادت - بانو - حرم شاهچراغ - یادداشت - صلوات - روایت |
آخرین اخبار سرویس: |