
لباسی که به جشن تولد نرسیدمیان آوار و دود، هنوز ردِ رنگ صورتی دیده می شود. لباسی که قرار بود شادیِ یک جشن کوچک را رقم بزند، حالا تنها یادگاری است از دختری که رویایش ناتمام مانده است. - میان آوار و دود، هنوز ردِ رنگ صورتی دیده می شود. لباسی که قرار بود شادیِ یک جشن کوچک را رقم بزند، حالا تنها یادگاری است از دختری که رویایش ناتمام مانده است. به گزارش خبرنگار مهر، در میانه خاک و دود، همان جا که هوا بوی سنگ سوخته و امید نیمه جان می دهد، چیزی نگاهت را می گیرد. لکه ای از رنگ صورتی که هنوز هم در میان این همه سیاهی می درخشد. نزدیک تر می روی. پارچه ای نرم و روشن زیر لایه ای از غبار خاکستری جا مانده است؛ لباسی که معلوم است تازه شسته شده، اتو خورده و با وسواس تا آویزان شده بود. لباسی که آماده پوشیده شدن بوده، اما صاحب کوچکش هیچ وقت فرصت نکرده آن را به تن کند. وقتی کمی خم می شوی و سطح پارچه را از خاک می تکانی، چین های ظریف آن را می بینی؛ همان چین هایی که آخرین بار دست های کوچک زهرا به آن کشیده شده بود. انگار هنوز گرمای دستانش روی آن مانده است. از همین آراستگی و از همین تمیزی، می شود خیال کرد که چقدر ذوق داشته است، چقدر لحظه شماری کرده تا روز تولدش برسد و بتواند این لباس اکلیلی صورتی را بپوشد، بچرخد، بخندد، و جلوی آینه وانمود کند بزرگ تر شده است. برچسب ها: لباسی - میان - قرار بود - صورتی - یادگاری - ناتمام - کوچک |
آخرین اخبار سرویس: |