
وقتی جنگ را شروع می کنی و بعد پای میز مذاکره هم طلبکار می نشینی؛ روایت تناقض آمریکایی در دل مذاکرات اسلام آبادمذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا در پاکستان، بیش از آنکه تلاشی واقعی برای پایان دادن به یک جنگ پیچیده باشد، صحنه ای بود از بازتولید همان الگوی قدیمی؛ - در چنین شرایطی، وقتی آتش جنگ روشن می شود، انتظار طبیعی این است که طرف آغازکننده، حداقل در مرحله بعدی، مسئولیت رفتار خود را بپذیرد یا نشانه ای از عقب نشینی نشان دهد. اما آنچه در مذاکرات اسلام آباد دیده شد، دقیقاً خلاف این انتظار بود. آمریکا نه تنها به عنوان طرفی که در شروع درگیری نقش داشته، از موضع تدافعی وارد مذاکره نشد، بلکه با مجموعه ای از مطالبات حداکثری پای میز نشست؛ مطالباتی که عملاً به معنای تثبیت همان نتایجی بود که از مسیر جنگ دنبال کرده بود. این همان نقطه ای است که تناقض آمریکایی خودش را به وضوح نشان می دهد. از یک سو، اقدام نظامی برای تغییر وضعیت؛ از سوی دیگر، استفاده از مذاکره برای تثبیت همان تغییر. یعنی جنگ به عنوان ابزار فشار، و مذاکره به عنوان ابزار تثبیت. این دو نه در تضاد با هم، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف می شوند. برای همین است که اگر کسی انتظار داشته باشد مذاکره در چنین شرایطی به یک توافق متوازن منجر شود، احتمالاً دارد صورت مسئله را اشتباه می خواند. پ برچسب ها: آمریکا - مذاکرات - اسلام آباد - آمریکایی - مطالبات - ایران و آمریکا - انتظار |
آخرین اخبار سرویس: |