
این روزها لانچر از مقدسات ما استاین روزها مقدسات جدیدی پیدا کرده ام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خوانده ام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، - این روزها سراسر وجودم غمی است با چاشنی حماسه، سوگی است با چاشنی خشم و البته دردی است با چاشنی هیجان و امید. این روزها به آنی، فکرم از شرق به غرب می رود و در لحظه ای از جنوب به شمال می پرد. یأس هجران دارم و شوق وصال. ماتم از دست دادن و شادی نایل شدن را به هم آمیخته ام. دلم فریاد می کشد و زبانم خاموش است. سر در گریبان دارم و عرق خشم از جبین پاک می کنم. این روزها باورهایم در حال نوزایی است، درون و برونم را الک می کنم و غربال، بر جان و سامان خویش بسته ام. این روزها بیشتر از همیشه، خدا را در وطن یافته ام و پرستیدن آن را دریافته ام. رقص خون را بر پیکرها دیده ام و بوی باروت را در فضا شنیده ام و گوشم پر است از انفجارهایی که شرارت و رشادت را با هم دارند. این روزها مقدسات جدیدی پیدا کرده ام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خوانده ام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شده اند و این شب ها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. برچسب ها: چاشنی - مقدسات - از دست دادن - رجزخوانی - دست دادن - سربازان - نوزایی |
آخرین اخبار سرویس: |