
«شهری که مردم آن با زانو راه می رفتند» داستانی درباره پیامد های خودپسندی و بی خردی انسان هاکتاب «شهری که مردم آن با زانو راه می رفتند» اثر محمدرضا سرشار از سوی نشر مهرک در سال 1404 به چاپ هفتم رسیده است. - شهری که مردم آن با زانو راه می رفتند داستانی درباره پیامد های خودپسندی و بی خردی انسان ها کتاب شهری که مردم آن با زانو راه می رفتند اثر محمدرضا سرشار از سوی نشر مهرک در سال 1404 به چاپ هفتم رسیده است. به گزارش خبرگزاری صداوسیما، این کتاب 40 صفحه ای که در زمره کتاب های تخیلی به شمار می رود، توسط سرشار (رضا رهگذر) بازآفرینی شده و تصویرگری اش برعهده کاظم طلایی بوده است. کتاب شهری که مردم آن با زانو راه می رفتند داستان جادوگری خودخواه و بی خرد است که سعی داشت بدون دیدن توانمندی مردم شهر، آنها را در سطحی پایین آورد که خودش در آن قرار داشت. داستان این اثر درباره شهری عجیب است که همه مردم آن روی زانو های خود راه می روند و زندگی می کنند. خانه های این شهر ارتفاع بسیار کمی دارد و مردم که قدشان کوتاه هم نیست، به این وضعیت عجیب عادت کرده اند. این شرایط را جهانگردی کشف می کند که شهر و دیار خود را ترک کرده بود تا دنیا را بگردد و تجربه به دست آورد. او متوجه می شود ظاهر این شهر با بقیه شهر ها متفاوت است و ارتفاع تمام ساختمان ها یکی است؛ طوری که فقط تا سینه جهانگرد می رسند. برچسب ها: مردم - محمدرضا سرشار - زانو - شهری - داستان - کتاب - سرشار |
آخرین اخبار سرویس: |