مطالب مرتبط:
فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟!/ برای کودکان میناب
فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟!/ برای کودکان میناب
فکر می کردی بمب یک حیوان بیاید جان صد انسان بگیرد؟ 
جاسوس موساد: تاد نتوانست جلوی موشک ایرانی را بگیرد
خطرناک ترین تصمیمی که شاید ترامپ بگیرد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 3 فروردین 1405 ساعت 09:052026-03-23بين الملل

فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟


محمدکاظم کاظمی با سرودن شعری در محکومیت تجاوز به ایران، روایتی تلخ و انسانی از رنج جنگ و قربانی شدن بی گناهان ارائه کرد.

- به گزارش جماران؛ محمدکاظم کاظمی، شاعر افغانستانی ساکن ایران شعری را درباره جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران سروده است: آسمان، با ابر بارانی بگو باران بگیرد بلکه این بغضی که پرپر می شود، پایان بگیرد رفته بودی مشق آب و نان و بابا را بخوانی فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟ با خودت گفتی که مادر در مسیر روضه باشد با خودت گفتی که بابا رفته باشد نان بگیرد رفته باشد از دکانی میوهٔ ارزان بیابد یا از آن دکان دیگر پرچم ایران بگیرد پرچم ایران به دستش.

بر تن سرد خیابان باید اینجا آسمان ابری شود، باران بگیرد یک نفر حتی نشد آبی به دنبالش بریزد یک نفر حتی نشد آیینه و قرآن بگیرد.

فکر کن سقای این دشت عطش، ناچار باشد مشک آبی را که آورده است، با دندان بگیرد فکر کن سرنیزهٔ وحشی، جگرها را بسوزد یک جگرخوار آن طرف جشن حنابندان بگیرد فکر می کردی که در قانون جنگل هم ببینی بمب یک حیوان بیاید جان صد انسان بگیرد؟


برچسب ها: محمدکاظم کاظمی - ایران - پرچم ایران - محمدکاظم - آمریکا و اسراییل - باران - رفته
آخرین اخبار سرویس:

فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟

فکر می کردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟