
روایت رهبر معظم انقلاب از شهید خرازیهشتم اسفند ماه سال 65 بود که حسین خرازی پس از سال ها مجاهده در راه حق به جمع دوستان شهیدش پیوست. او که در همه این سال های جوانی مانند پیر باتجربه ای بخشی از جنگ را فرماندهی می کرد. - به گزارش خبرنگار جماران، لبخند گوشه لبش، شناسنامه چهره اش بود و من یقین دارم که وقتی فرشته بالای سرش آمده بود تا او را به ملکوت اعلا ببرد باز هم به روی او لبخند زد و رفت. هشتم اسفند سال 65 بود و رزمندگان مشغول عملیات کربلای پنج که خبری همه را شوکه کرد. فرمانده بااخلاق شان به شهادت رسیده بود. فرمانده ای که سال ها در فراق دوستان شهیدش غصه اش را زیر لبخندش پنهان کرده بود. رهبر انقلاب درباره این بزرگمرد مجاهد اینگونه گفته است: آن روز که جوانان ما چه در قالب بسیج، چه در قالب سپاه یا دیگر نیروهای مسلح، وارد میدان شدند و فداکارانه جنگیدند، برای اکثرشان اهمیت مسأله معلوم بود؛ می فهمیدند از چه و مقابل چه کسی دفاع می کنند. آنهایی که کنار نشستند و تماشا کردند، این جای قضیه را کم داشتند و اهمیت موضوع برایشان معلوم نبود. مسأله، فقط شکستن مرز و تصرف قسمتی از خاک نبود. اولا مسأله ی عزت و شرف و شخصیت و هویت آبروی یک ملت مطرح بود؛ ملتی که حرف نویی به میان آورده است و همه ی مستکبران جهان دست به دست هم داده اند تا آن حرف نو را در دهان او خفه کنند و نگذارند بیرون بیاید. برچسب ها: فرمانده - لبخند - رهبر معظم انقلاب - شهید - دوستان - انقلاب - رهبر انقلاب |
آخرین اخبار سرویس: |