
جزییات جدید حمله به مدرسه میناب: دانش آموزان و معلمانی که پیدا نشدند / 3 موشک با فاصله، فرصت نجات را گرفتآقایی آمد جلو و گفت همه بچه ها زیر آوار مرده اند. همان جا پاهایم بی حس شد و افتادم. خودم تک و تنها در شهر غریب. یک نفر نبود دستم را بگیرد، بلندم کند. - سلما و اسرا ذاکری، دو نفر از دانش آموزان دختر مدرسه شجره طیبه میناب بودند. مختار ذاکری و راضیه شهسواری، مادر و پدر آنها، اهل میناب اند، قبل از نهم اسفند، دو دختر و یک پسر داشتند و خانه شان پنج دقیقه با مدرسه فاصله دارد؛ خانه ای در محله زهوکی. سلما کلاس اول بود و اسرا کلاس چهارم. مختار ذاکری، 39ساله که عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان است، آن روز در خانه مشغول تدریس آنلاین به دانشجویانش بود. او قبل از تدریس و سر صبح، طبق روال هر روز، سلما و اسرا را به مدرسه برده و به خانه برگشته بود. تا اینکه حوالی ساعت 10:30، از مدرسه زنگ زدند و گفتند بیایید دنبال بچه که جنگ از راه رسیده است. مختار و راضیه تا بیایند سوار ماشین شوند، زمین زیر پای شان لرزید و وقتی راه افتادند، صدای دومین انفجار را شنیدند. رد دود را که می گرفتی، دقیق می رسید به مدرسه دخترها. مدرسه را زده اند؟ نه امکان ندارد. اتفاق دیگری افتاده . شهر روی هوا بود؛ پر از شتاب و پریشانی ای که بعد از موشک باران، آدم ها را دچار می کند. زوج جوان تا به مدرسه رسیدند، فهمیدند که کار تمام شده است. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |