میان آن جمعیت مضطرب و عصبانی یک نفر برای آرامش مردم، «ای ایران» نواخت.
- خبرگزاری مهر- گروه استان ها: تصادفا او را دیدم.
لبخند میزد و آرام قدم برمی داشت.
نه فرار؛ نه ترس.
نیروهای امنیتی اجازه بیشتر نزدیک شدن ندادند، وگرنه میخواست برود و روی خرابه ها بنشیند ای ایران بنوازد.
ما این را چندی پیش آموختیم.
آن وقت که پدرمان با صلابت حیدری آمد روی صندلی حسینیه نشست و گفت ای ایران بخوان.
ای ایران خواندن میراث ماست.
حتی اگر شهرمان را با خاک یکسان کنند.
یا علی می گوییم و در خرابه ها آواز ایرانِ جان سر می دهیم.
و حالا ساز ای ایران ما از ساز جنگ بلندتر خواهد بود.