
نگاهی به «عروج از شاخه زیتون» به مناسبت درگذشت مادر شهید متوسلیان؛ مادرم عکس احمد را روی سینه اش می گذاشت و گریه می کردمادر احمد متوسلیان سال ها در چشم انتظاری فرزندش زندگی کرد و سرانجام در سوم اسفند 1404 چشم از جهان فرو بست؛ بی آنکه پاسخی روشن درباره سرنوشت فرزندش دریافت کند. - به گزارش جماران؛ به نقل از ایبنا، فریده متوسلیان می گوید: می دیدم مادرم عکس را روی سینه اش گذاشته و گریه می کند. مادرم احمد را خیلی دوست داشت. او هم به مادرم خیلی علاقه مند بود. احمد متوسلیان در خانواده ای پرجمعیت و مذهبی در جنوب تهران چشم به جهان گشود. پدر و مادرش اصالتاً یزدی بودند که بعدها به تهران مهاجرت کردند. پدرش قناد بود و احمد و برادرانش را از کودکی با فضای کار و تلاش آشنا می کرد و آنان را با خود به قنادی می برد. او در سال های جوانی وارد فعالیت های سیاسی شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. متوسلیان در سال های دفاع مقدس در چندین عملیات نقش آفرینی کرد و سپس در مأموریتی راهی لبنان شد؛ جایی که در سال 1361 ناپدید شد و سرنوشتش همچنان در هاله ای از ابهام باقی مانده است. مادر احمد متوسلیان سال ها در چشم انتظاری فرزندش زندگی کرد و سرانجام در سوم اسفند 1404 چشم از جهان فرو بست؛ بی آنکه پاسخی روشن درباره سرنوشت فرزندش دریافت کند. در کتاب عروج از شاخه زیتون به تدوین جواد کلاته عربی، روایت هایی از زندگی متوسلیان از کودکی تا زمان اسارت گردآوری ش برچسب ها: متوسلیان - مادر - احمد متوسلیان - انقلاب اسلامی - احمد - سپاه پاسداران انقلاب - پیروزی انقلاب اسلامی |
آخرین اخبار سرویس: |