
هفت خیابان مشهور تهران که حالا در جنگ خاموش و تاریک اندتاریکی شنی است که روی خیابان ها ریخته، مثل دانه های برفی که سیاه است و شهر را پوشانده. شبی که گذشت، یکی از همین شب ها بود. کمتر از چند روز به آخر سال، - در شرایط عادی کافه های ایرانشهر جای سوزن انداختن نیست، اما پنجشنبه شب (21 اسفند) تنها چیزی که این خیابان برای عابرانش دارد، تاریکی است. خیابان های سنایی و میرزای شیرازی نیز همین وضعیت را دارند. زهرا جعفرزاده روزنامه شرق شب، هیولاست؛ دهانش را باز می کند و ما را می بلعد. شب، سقفی سیاه است، تاریکی مطلق که در فاصله های نامنظمی روشن می شود، نوری می تاباند، روز می شود و از آن جز دود و شعله و بویی از سوختن، چیزی نمی ماند. شب، موشکباران است؛ اشیایی نورانی که از پشت شیشه ها پیدا نیستند تا وقتی به هدف بخورند و بوممم صدا دهند. شب دود و آتش و شعله هایی از سوختن است که سقف را آبی و قرمز می کنند. شب، ترس است و وحشت و اضطراب و جنگ برای بقا. شب سؤال است: این بار نوبت چه کسی است؟ خانه چه کسی قرار است ویران شود؟ جان چه کسی میان آوارها، از دست برود و روح سرگردانش نداند چه بلایی سرش آمده؟ شب، شب جنگ است که تعدادش به 17 رسیده. 17 شب موشکباران، مرگ، اضطراب، آوارگی، خانه به دوشی و سرگردانی. خیابان جردن: ساعت 9:13 شب تاریکی شنی است که روی خیابان ها ریخته، مثل دانه های برفی که سیاه است و شهر را پوشانده. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |