
روایتی از یک پنجشنبه خاکستری در رشت؛ وقتی خیابان قصه می گفتتخریب اموال عمومی و فریادهای پرتناقض، تصویر یک پنجشنبه در بخشی از رشت بود یک شاهد عینی که ناخواسته در مرکز این رویداد قرار گرفته بود، این صحنه ها را روایت کرد. - روایتی از یک پنجشنبه خاکستری در رشت؛ وقتی خیابان قصه می گفت رشت- تخریب اموال عمومی و فریادهای پرتناقض، تصویر یک پنجشنبه در بخشی از رشت بود یک شاهد عینی که ناخواسته در مرکز این رویداد قرار گرفته بود، این صحنه ها را روایت کرد. خبرگزاری مهر، گروه استان ها: پنجشنبه بود خستگی سفر چند ساعته، سنگینی بار کار هفته را روی شانه هایم دوچندان کرده بود. بی خبر از همه جا، تنها دغدغه ام رسیدن به خانه و آسودن بود. در میانه مسیر، راننده تاکسی مردی مهربان از خطه تهران پیشنهادی داد: اگر مسیرت این طرفه، تا میدان گاز می رسونمت . پیشنهاد خوبی بود، پذیرفتم. نمی دانستم این مسیر کوتاه، مرا به قلب رویدادی خواهد برد که هرگز تصورش را نمی کردم. ورود به صحنه ای بیگانه وقتی در میدان گاز رشت از ماشین پیاده شدم، برای چند لحظه، درک آنچه می دیدم برایم ناممکن بود. انگار به یک پرده سینمایی پر شده از تصاویر آشفته پا گذاشته بودم. آنچه می دیدم یک تظاهرات یا اعتراض متعارف نبود؛ شکل و شمایل یک حمله را داشت. برچسب ها: پنجشنبه - تخریب اموال عمومی - اموال عمومی - تخریب اموال - روایت - رویداد - پیشنهاد |
آخرین اخبار سرویس: |