
دام زن جوان برای سرقت از پسر ایرانی مقیم ترکیهاین ماجرا را به کسی نگفتم تا اینکه وقتی شهرام فهمید من با خسرو آشنا شده ام و قصد ازدواج دارم تهدیدم کرد که اگر به خواسته اش تن ندهم فیلمم را منتشر می کند من هم از ترس آبرویم به ناچار حرف هایشان را گوش کردم. - این ماجرا را به کسی نگفتم تا اینکه وقتی شهرام فهمید من با خسرو آشنا شده ام و قصد ازدواج دارم تهدیدم کرد که اگر به خواسته اش تن ندهم فیلمم را منتشر می کند من هم از ترس آبرویم به ناچار حرف هایشان را گوش کردم. مجبور شدم خسرو را به ویلا بکشانم که اموالش را سرقت کنند. یکسال قبل پسر جوانی خودش را به پلیس رساند و از زنی به نام سمیرا شکایت کرد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: چند سالی است که در ترکیه زندگی می کنم. چند ماه قبل در ترکیه با زنی به نام سمیرا آشنا شدم. او در کار واردات کتانی بود و هر ماه چند روزی به ترکیه می آمد و بعد از خریدهایش به ایران برمی گشت تا اجناس را بفروشد. بعد از مدتی به او علاقه مند شدم و اعتماد کردم. تا اینکه به سمیرا گفتم می خواهم برای دیدار با خانواده ام به ایران بیایم و از من قول گرفت تا چند روزی هم به ویلایش در اطراف تهران بروم. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، او افزود: چند روز بعد از حضورم در ایران به نشانی ویلایی که سمیرا برایم فرستاده بود رفتم. برچسب ها: ترکیه - ماجرا - ازدواج - آشنا - خسرو - ایرانی مقیم - منتشر |
آخرین اخبار سرویس: |