
روایتی از چهل روز پس از فاجعه دی ماه 1404/ قبرستان پر شده از جوان؛ خدا به مادران شان رحم کنددنیا در بهشت زهرا تمام می شود. اینجا از گوشه و کنار صدای گریه و نوحه می آید. من اما سر شده ام، قبلا از قبرستان بیزار بودم. الان انگار بدم نمی آید هر چند وقت یک بار، - به گزارش جماران؛ روزنامه اعتماد در مطلبی به مناسبت چهلم جان باختگان حوادث دی ماه 1404 نوشت: به نگاهی بخوانم آیینه ای بی همزبانم/ من بی تو دلتنگم بی تابم ویرانم باز گذارم به قطعه 329 افتاد. باز بهشت زهرا. باز صدای نوحه و بوی مرگ. ردیف قبرهای تازه و بدون سنگ قبر. گل های سرخ و سفید پرپر شده روی مزار. دیگر خبری از نوحه و نوحه خوان نیست. سبک عزاداری ها تغییر کرده. روی صندلی می نشینم، از همان صندلی ها که می چینند زیر سایه بان جلوی مزار. صدای محمد اصفهانی می پیچد در تازه ترین قطعه خاکی بهشت زهرا. شانه های آدم ها تکان می خورد. زنی حدودا 60 ساله ردیف اول نشسته که از میزان بی تابی اش می شود حدس زد جوانش زیر خاک رفته. بی تاب است، مثل همه مادرهای جوان ازدست داده. بلند بلند با پسرش حرف می زند؛ پسر 35 ساله اش که چهل روز است چشم از جهان فروبسته. تا اینجایش همه چیز عادی است. جوانی از دنیا رفته، برایش دارند چهلم می گیرند. یکی از اقوامش می گوید تیر به قلبش خورده، در فردیس کرج، در آغوش مادرش جان داده. برچسب ها: بهشت زهرا - نوحه - قبرستان - روزنامه اعتماد - زهرا - بهشت - محمد اصفهانی |
آخرین اخبار سرویس: |