
خالو درویش؛ حامی حراحامی حرا، روزی، در سال 85 روی تنه خشک شده درخت حرا نشست. - ، روزی، در سال 85 روی تنه خشک شده درخت حرا نشست. به گزارش خبرگزاری صدا وسیما مرکزخلیج فارس، خالو درویش در گفت و گو با من گفت: آن روز را خوب به یاد دارد، همان عصری که نگاهش، خور کنار روستایش را بیشتر کاوید و تنه ها و شاخه های خشک شده بیشتری دید. او، خشکیدن هر درخت حرا را با مرگ ناگهانی یک جوان برابر دانست و افزود، آن روز، برای لحظه ای عمیقتر اندیشید، به سه خطری که جنگل های حرای جزیره قشم و به ویژه روستایش، هفت رنگو را تهدید می کند. نخست، شتر هایی که عامدانه رها می شوند و سرشاخه های حرا را مدام می جوند و با پا های پهنشان، پی در پی، ریشه های شکننده این درخت هوازی را لگد کوب می کنند. دوم، کسانی که سرشاخه های نرم و تکثیر پذیر درخت حرا را می برند و برای خوراک دامهایشان به دیگر روستا های دور و نزدیک می برند و اینگونه سبب خشک شدن حرا می شوند؛ و خطر سوم، قاچاقچیان سوخت که در پناه جنگل های حرا و در خور روستا، گازوییل، تخلیه و بارگیری می کنند و رد چرب مرگ آورشان در دریا روان می شود و به مرور، ریشه و تنه درخت های حرا را می خشکاند. خالو درویش، با شمارش و توضیح این سه خطر، سال46 را به یاد می آورد، وقتی که ده ساله بود و با پدر مرحومش، به صید می رفت، سال هایی که این سه خطر، یا نبود و یا آنقدر کم بو برچسب ها: شاخه های - درخت - روستا - سرشاخه - شاخه - مرگ ناگهانی - درویش |
آخرین اخبار سرویس: |