
دردهای سرخحدود 70 تا90 درصد زنان در سن باروری ممکن است یک علامت جسمی یا روحی را در دوره قاعدگی تجربه کنند - شفق محمدحسینی- یازده سالم نشده بود که یک روز تابستان، مادربزرگم که حواسش همیشه جمع بود، من و دخترخاله موفرفری ام را صدا زد و در گوشمان کلمه هایی را زمزمه کرد که کم مانده بود، چشم هایمان چهارتا شود. ترسی به جانم انداخت که یاد همه قصه های ترسناکی افتادم که آن زمان بچه ها یا بزرگ ترها در جمع می زدند. بعدها که بزرگ تر شدم تازه فهمیدم آن قصه ای که بچه ها از سرویس بهداشتی مدرسه در دوره دبستان می گفتند و همه ما را تا مدت ها ترسانده بود که چرا در کف دستشویی خون ریخته بود، داستانی واقعی بود. مادربزرگ در گوشمان خواند قصه ای را که نمی دانم چرا، اما آن سال ها هرگز از مادرم نشنیدم و حتی در مدرسه هم کسی درباره آن صحبت نکرد. اما آنقدر باهوش بودم که کلام مادربزرگ فراموشم نشود و حواسم شش دانگ جمع شود که اگر دردی به ناگاه، میان دل و کمرم دوید و ضعفی نامتعارف پاهایم را گرفت و زانوانم را سست کرد و. از ترس زهره ترک نشوم. آن تابستان گذشت و خاطره محوی که از اولین سال های مواجهه با دردهای ماهانه زنانه داشتم - که اغلب کلمه پریود را ترجیح می دهند - ناآگاهی و احساس گناهی کش دار بود. برچسب ها: مادربزرگ - بزرگ - سرویس بهداشتی - بچه ها - مدرسه - بزرگ ترها - دوره |
آخرین اخبار سرویس: |