
شراکت راهبردی در ترازوی منافع ملی؛ از حمایت هسته ای در سازمان ملل تا صیانت از تمامیت ارضی در خلیج فارسگذار به نظم چندقطبی و جایگاه ایران در سپهر سیاست بین الملل قرن بیست و یکم، ما شاهد جابجایی کانون ثقل قدرت از آتلانتیک به اوراسیا هستیم؛ فرآیندی که فرید زکریا آن را خیزش دیگران (The Rise of the Rest) می نامد. جمهوری اسلامی ایران در این نقطه عطف تاریخی، نه به عنوان یک بازیگر پیرامونی، بلکه به مثابه یک قدرت منطقه ای تأثیرگذار (Pivotal Regional Power)، راهبرد نزدیکی به شرق را برگزیده است. این گزینش، واکنشی استراتژیک به سیاست های انقباضی غرب و تلاشی برای تحقق موازنه قوای نوین (New Balance of Power) است. با این حال، شراکت با دو قدرت بزرگ یعنی روسیه و چین، ایران را در میان وزن مطالبات متناقض و فرصت های بی بدیل قرار داده است که واکاوی آن مستلزم نگاهی واقع بینانه به مفهوم منافع ملی متعالی است. سپهر دیپلماسی هسته ای؛ منطق موازنه در نیویورک در تداوم این نگاه راهبردی، نقش آفرینی چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، اولین لایه از این شراکت را بازنمایی می کند. ایستادگی پکن و مسکو در برابر تلاش های واشینگتن برای احیای تحریم های بین المللی از طریق مکانیسم ماشه (Snapback Mechanism)، فراتر از یک حمایت دیپلماتیک ساده، بخشی از راهبرد سدبندی حقوقی (Legal Obstructionism) در برابر هژمونی آمریکا است. برچسب ها: جمهوری اسلامی ایران - منافع ملی - ایران - هسته ای - جمهوری اسلامی - راهبرد - قدرت |
آخرین اخبار سرویس: |