
آخرین ایستاده با روپوش سفید!«مرضیه» می توانست برود، اما ماند؛ ماند برای آخرین نفس، آخرین تخت و آخرین نگاه کسی که درد می کشید. - خرده روایت های مهر از دی ماه زخمی/ 2 آخرین ایستاده با روپوش سفید! مرضیه می توانست برود، اما ماند؛ ماند برای آخرین نفس، آخرین تخت و آخرین نگاه کسی که درد می کشید. خبرگزاری مهر - مجله مهر: آن شب کلینیک امام سجاد علیه السلام رشت دیگر تنها یک مرکز درمانی نبود به میدان انتخاب تبدیل شده بود. انتخاب میان رفتن و ماندن، میان نجات خود و نجات دیگری. بیرون خیابان ها ملتهب بود و شعله ها بالا می رفتند اما داخل کلینیک هنوز درد بود و بیمار و وظیفه. مرضیه نبوی نیا شیفت بود؛ بانویی پرستار با روپوش سفید دست هایی عادت کرده به پانسمان و دلی که به رها کردن بلد نبود. وقتی آتش به ساختمان نزدیک شد و دود به راهروها خزید، زمان تند می دوید. گفتند فرصت کم است، گفتند برو اما مرضیه نرفت. پرستار اگر برود، بیمار تنها می ماند و او نمی توانست تنهایی را به کسی بسپارد که درد می کشید. آرام نه از سر بی خیالی که از سر تصمیم، یکی یکی بیماران را همراهی کرد؛ یکی را از تخت بلند کرد، یکی را تا در رساند و یکی را با نفسی بریده تحویل داد تا جایی که آخرین بیمار هم از این ساختمان بیرون رفت. برچسب ها: آخرین - انتخاب - سفید - پرستار - کلینیک - خبرگزاری مهر - مرکز درمانی |
آخرین اخبار سرویس: |