
نوربالا| پیامک سرنوشت ساز برای یک شهید مدافع حرمهمسر شهید مهدی نظری از روزی می گوید که مهدی گفته بود: «یه دعا کردم. منتظرم ببینم می گیره یا نه. » هر چه ازش پرسیدم، چه دعایی، جواب نداد. چند دقیقه بعد پیامکی برایش رسید. - به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، مهدی اخباری از سوریه شنیده بود، اما وقتی فهمید دوستش آنجا شهید شده دیگر طاقت ماندن نداشت. می خواست هر طور شده خودش را به سرزمین شام برساند، تا هم از حرم حضرت زینب(س) دفاع کند و هم اجازه ندهد پای داعش به ایران باز شود. خانواده اش مخالف رفتن او بودند، اما اراده محکم مهدی و استدلالی که می کرد آنها را نیز راضی کرد. بالاخره مهدی نظری مزد جهادش را گرفت و در منطقه خان طومان به شهادت رسید و شد پنجمین شهید مدافع حرم اندیمشک. فریبا نظری، در برشی از خاطرات خود اینگونه ماجرای اعزام همسرش را روایت می کند: یک روز که از سر کار برگشت، چشم هایش کاسه خون بود. نگران شدم. گفت: می خوام برم شوش. یکی از دوستام شهید شده. وقتی از مراسم تشییع برگشت، گفت: یه دعا کردم. منتظرم ببینم می گیره یا نه. هر چه ازش پرسیدم چه دعایی، جواب نداد. چند دقیقه بعد پیامکی برایش رسید. خندید و گفت: گرفت. تازه فهمیدم بدون اینکه به ما بگوید مقدمات رفتنش به سوریه را چیده است. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |