
امروز با مولانا : دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدمامروز با مولانا که مرغ لاهوتی گرفتار عشق است. - در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدمچندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا رومبازم رهان بازم رهان کاینجا به زنهار آمدم من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدمدامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصرآخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببینآنجا بیا ما را ببین کآنجا سبکبار آمدم از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هممن گوهر کانی بدم کاینجا به دیدار آمدم یارم به بازار آمده ست چالاک و هشیار آمده ستور نه به بازارم چه کار وی را طلبکار آمدم ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |