
چه صحنه ای را با دو تا چشم های خودش دیده و چه کشیدهخبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- برشی از کتاب «بچه های کارون» - خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- برشی از کتاب بچه های کارون بچه های کارون نوشته احمد دهقان قصه گروه های رزمنده نوجوانی است که بسیار زود با جنگ آشنا شدند و در نهایت نیز به پیروزی های بزرگی چون آزادسازی خرمشهر دست یافتند. راوی از آنجا آغازگر داستان می شود که نوجوانی با وساطت مادرش به میدان نبرد می آید. گویی تا پیش از آن در آشپزخانه بوده و فرماندهش او را در صورت تخطی به آشپزخانه برخواهند گرداند اما نوجوان قصه تلاش خود را می کند تا در پست ها و امور محوله دقیق باشد. هرچند گاهی شیطنت های نوجوانانه که خاصه این گروه سنی است، سر و گوشش را مشغول به سویی می کند. این اثر از مقطع اشغال خرمشهر شروع می شود و در مقطع آزادسازی آن به پایان می رسد. به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر، بخش هایی از این کتاب را می خوانیم: خسته شده بودم. از بس نشسته بودم یک جا. پاشدم از سنگر اضطراری زدم بیرون. یک کم همان جا زیر باران ایستادم. دور تا دورمان، ساختمان ها و خانه های نیمه مخروبه بخشِ غربی خرمشهر بود که به اش کوت شیخ می گفتند. قسمت دیگر شهر، یعنی سمت دیگرِ کارون، اشغال شده بود. ما این ورِ کارون سنگر گرفته بودیم، آن ها آن ورِ کارون. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |