
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق/روایتی از 42 سال چشم انتظارییاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی. راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هرکس در هر زمره که میخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند، - به گزارش خبرگزاری فارس از دزفول، شهادت پایان نیست بلکه یک آغاز است. تولدی دیگر است فراتر از آنچه که عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره ای است که پرتو نورش عرصه زمین را در خود در می نوردد و زمین را به نور رب الانوار اشراق می بخشد. و این نور شهداست که چند روزیست دوباره در دل های مردمان سرزمینم تابیده است. شهدا همانند اشاعه نور طلوع تازه خورشید دم صبح هستند که هر کدام بر دیاری نور و روشنی بخشیده اند. مسیر یکی از هزاران باریکه نور را که بگیری به شهری خواهی رسید که امروز چشم از بازگشت پیکر دو فرزند شهیدش دوبارع روشن شده است. امروز در میان اسامی شهدایی که به تازگی شناسایی شده اند نام سید منصور قاطمه باف و احمد کایدخورده در دزفول این زبان و آن زبان می شود. اما آنچه مدت هاست کمتر دیده می شود حضور پدر یا مادران بر سر پیکر شهیدشان است. دیداری که عجل برای رسیدن آن مجالی ننوشته بود و وصال پدران و مادران شهدا را به قیامت سپرده است. ولی خبر خوش اینجاست که مادر سید منصور همچنان چشم به راه در منزل خود، منتظر فرزندش، همان جوان قد و قامت دارش نشسته است. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |