مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 12 اردیبهشت 1402 ساعت 13:222023-05-02سياسي

پای حرف های یک کارگر از دیدار با رهبر/ خودکار که دست گرفتم مشکلاتم یادم رفت


خبرگزاری فارس چهارمحال و بختیاری؛ نرجس سادات موسوی: به سادگی می شد از چشم هایش خواند کارگر است و حسابی تلاش می کند؛ اصلا به صورتش که نگاه می کردی و آفتاب سوختگی پوستش را می دیدی خواه ناخواه می فهمیدی این صورت هر روز عرق جبین می خورد تا نان حلال بر سر سفره خانواده ببرد.

این بار بیشتر از همیشه برای مصاحبه مشتاق بودم.

اصلا اینکه یک کارگر دیدار به این مهمی را روایت کند برایم پر از شیرینی بود.

می خواستم این بار جای یک آدم زحمت کشیده بنشینم و از زاویه نگاه او شخص اول مملکت را ببینم.

آقا قاسم امیدیان که سرد و گرم روزگار چشیده بود با کمال میل پذیرفت و با معرفتی پدرانه برایم از دیدار آقا گفت: حسابی خسته شده بودم و نفسم به شماره افتاده بود، باید به خودم می قبولاندم که پیر شده ام 26 سال کارکردن پشت این دستگاه ها و کار سخت زود آدم را فرسوده می کند.

آفتاب اردیبهشت ماه خودش را میهمان کارخانه کرده بود، راهی محوطه شدم.

تنها چیزی که کمی خستگی را از تن در می کرد همان آب و هوای خوش این ماه بود.

می خوای بری دیدار آقا؟ روی زمین نشستم تا خستگی از تنم در برود؛ همان موقع بود کسی وارد کارخانه شد، به رسم ادب بلند شدم و جلو رفتم؛ بعد از خوش و بشی دوستانه، مرد میانسال دستی گردنم انداخت و گفت میخوای بری دیدار آقا؟ خون به مغزم نمی رسید فکر می کردم از خستگی زیاد


برچسب ها:
آخرین اخبار سرویس:

پای حرف های یک کارگر از دیدار با رهبر/ خودکار که دست گرفتم مشکلاتم یادم رفت

پای حرف های یک کارگر از دیدار با رهبر/ خودکار که دست گرفتم مشکلاتم یادم رفت