
تلألو رنگ خدا در کلاس درس استثنایی آقای معلم/ خدمت و برکت در بهشت گمشده خداخبرگزاری فارس-همدان، سولماز عنایتی: پشت پنجره های آهن کشی شده با پرده های سبزرنگ پارچه ای چشم شدم و گوش سپردم به نوای بابا آب داد ، یک بار نه! صد بار خواند بابا آب داد . به خیالم صد و یکمین بار را می گفت بابا نان داد اما باز هم بلند بلند خواند بابا آب داد . تکرار از پی تکرار صوت به سکوت نشسته کلاس بود، آنقدر گفت که آخر پسر بچه ها از پی هم گفتند بابا آب داد . آن روز همه ی زنگ فارسی شد بابا و آب و داد و شوق یادگیری جمله. همه ی روز و ساعتش همین بود، الف، ب، پ تا ه و ی بعد هم بابا آب داد و بادبادک در باد و ابر باران دارد . قصه اش قصه خواندن بود و نوشتن، بخوان به نام معلم، بنویس به نام معلم اصلا یادبگیر به حرمت نامش. همان جا بغل به بغل پنجره های میله ای به نام معلم و به شوق صدای آرام و از ته چاه درآمده تک تک بچه ها آرام آرام باران شدم درست وقتی آرام آرام باران آمد را خواندند و باران زیر پلک کوچکشان جمع شد. باران یک طرف، خنده آویزان گوشه لب شان یک طرف، محبت گُل کرده وسط کلاس هم طرف دیگر؛ باید چشم شوید و زنگ به زنگ پای الفبای زندگی دانش آموزان استثنایی آقا معلم بنشینید و آنچه از دل برمی آید را روی دیده بنشانید. اینجا کلاس اول دبستان مدرسه استثنایی است، جایی که چشم ها و دل ها زبان و گوش دارند و سری از هم سوا، جایی که صدای آقا معلم قاصد روزهای خوب برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |