
امروز با حافظ : بالابلند عشوه گر نقش باز منقصه حافظ و یار بالابلند و عشوه گر او که قصه یک عمر زهدش را کوتاه کرد. - بالابلند عشوه گر نقش باز منکوتاه کرد قصه زهد دراز من دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علمبا من چه کرد دیده معشوقه باز من می ترسم از خرابی ایمان که می بردمحراب ابروی تو حضور نماز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشقغماز بود اشک و عیان کرد راز من مست است یار و یاد حریفان نمی کندذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آنگردد شمامه کرمش کارساز من نقشی بر آب می زنم از گریه حالیاتا کی شود قرین حقیقت مجاز من بر خود چو شمع خنده زنان گریه می کنمتا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاری نمی رودهم مستی شبانه و راز و نیاز من حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |