
نیم نگاهی به زندگی «پیر مغان همدان»/ مردی که خود را وقف ستیز با جهل کردخبرگزاری فارس- همدان، علی پنبه ای: نخستین روز عید نوروز 1402 و در نخستین ساعات بود که به همراه دوستان و نزدیکان او، خودمان را به منزلش رساندیم. کفش ها را که درآوردیم، خودمان مرتب کردیم و جلوی در گذاشتیم، عادت همیشگی اش بود که کفش های مهمان را جفت کند و تا مقابل در حیاط بدرقه. فقط این اواخر بر اثر بیماری که بر او مستولی شده بود و به اصرار ما تنها تا جلوی درب ساختمان می آمد و این رسم را به جا نمی آورد. اتاق ورودی ساختمان مهیا بود تا هرکس از راه می رسید پذیرایی شود. بیش از یک ساعت مشغول سخن گفتن بودیم، شعر منوچهر آتشی را برایمان با آن لحن حماسی اش خواند، منقلب شد و اشک چشمانش جاری؛ از اینکه بگوییم و بخندیم لذت می برد و می گفت: هیچ چیز برای من زیباتر از این نیست که جمع شوید و بگید و بخندید. سر کوک که می شد، سعی می کردیم که سئوال های بزرگ به ظن خود از او بپرسیم. ذهن او گنجینه بزرگ علم، تاریخ و فلسفه ایران زمین است از باستان تا امروز. گاهی که از تاریخ و اوضاع احوال معاصر می پرسیدیم می گفت: من تا سلطان محمود جلوتر نیامدم . اما گاهی که از کوره در می رفت و سخن ناصواب می شنید درباره آن دوره هم سخن می گفت. او یک دانشمند واقعی بود و نمی دانم را خوب فراگرفته بود، گاهی چنان استوار نمی دانم را می گفت که تمام جان آدمی یک تکان اساسی می خورد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |