
«قدر» در میان لاله های گلزار/ دست های دعا دست در دست شهداشاه مقصود سبزش را با سرعتی بیش از ذکر زیر لبش می گرداند؛ صدای جوشن کبیر می آید، دانه های تسبیح، قطره های اشک، دانه دانه پایین می آیند و دست ها آرام آرام بالا می روند. - خبرگزاری فارس-تبریز- فرینوش اکبرزاده: حال آرامِ رمضان گره خورده به نوای دلنشین مرحوم مؤذن زاده که انگار صدای اذانش آدم را تا ملکوت می برد؛ گره خورده به دانه های خرما و بامیه های چرب و شیرین. گره خورده به دعاهای نگفتنی شب های پر قدر و قیمت احیا ؛ گره خورده به لذت چشیدن عطر چای دم افطار که با نوای ربنا تا آسمان می رود و حظ و لذت اولین لقمه نان و پنیر و سبزی را به جان آدم می ریزد؛ رمضان است و خاطره های تکرار نشدنی اش. سکوت شب های بهاری و دل های دردمند و شب های قدر، بهانه ای ساختند برای دست انداختن به دامان پر مهر خداوند؛ بهانه ای به زیبایی قدر اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ. با مانتوی نه خیلی گرم و شال سفید رنگش، نشسته بود در سایه دیوار کوتاه گلزار، بی توجه به رفت و آمدهای محوطه دعا می خواند و اشک می ریخت. بیست و یکی دو سال بیشتر نداشت؛ دلش اما پر از حرف بود و انگار فرصتی یافته بود برای بی ترس و خجالت اشک ریختن و درد دل کردن. گفت نامش پریسان است و امسال نخستین سالی است که این حس و حال با این قدرت به سراغش آمده و دست گذاشته روی دلش که انگار حرف های زیادی برای خ برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |