
یادداشت| وقتی فرشته ها روی زمین اند/ پدر را تا سدره المنتهی خواهند بردامشب فرشتگان بال هایشان را روی زمین گسترانیده اند، ماموریت ویژه دارند، آمده اند باب الله را با خود به باب المقام ببرند. تا سدره المنتهی! وای که امشب در خانه حضرت حیدر چه می گذرد؟ - خبرگزاری فارس _ کرمان؛ آمنه شهریارپناه: شب احیا که می شود، مرغ خیالم پرواز می کند و مرا می برد به سال های دور، جایی در گذشته ها که وقتی پدر دستم را گرفت و به مسجد محل برد، خیلی آرام در گوشم گفت امشب فرشته ها روی زمین اند، مواظب باش بال هایشان را لگد نکنی . از همان لحظه بود که شب قدر برایم معنا شد. ساعتی گذشت، در تاریکیِ نیمه شب صدای بلند العفوها و الغوث ها در میان ناله ها و گریه ها و اشک ها مرا ترساند، گوش هایم را محکم گرفتم، چشم هایم را تا جایی که قدرت داشتم بستم و خودم را روی پای پدر انداختم. اینجا بود که او آرامبخش ظاهر شد و گفت: شب قدر، شب ترس نیست، شب مبارکی است، شب مغفرت است، شب نزول قرآن است، شب بارش رحمت الهی است، امشب تقدیر یک ساله ات نوشته می شود سعی کن تا می توانی دعا کنی . آن روز نمی دانم کدام یک از شب های احیاء بود، اما سالهاست که فکر می کنم شب قدر نه، اما شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان شب ترس است. ترس از رفتن امام . ترس از پرواز همیشگیِ جانشین حضرت رسول . برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |