
مطلع عشق| تحکیم نظام خانواده ، ثمره انتقال سنت های الهیسینی چای را آورد و دور تا دور چرخاند. پچ پچ جمع تمرکزش را به هم ریخت ،اما به روی خودش نیاورد. میان تمام صداهای ریز و درشت،ماشاالله بلندی ختم کلام شد. - گروه زندگی _هانیه ناصری: جارو را کنار حیاط گذاشت و خستگی کمرش را با خم و راست شدنی گرفت. نگاهی به دور تا دورش انداخت. شاخه های درخت خرمالوی تازه رسیده، با میوه های نارنجی رنگ و درشت را از دور، برانداز کرد. دو سه تایی از پایینی ها را که دستش به خوشمزگی شان می رسید چید. سری به ماهی های حوض آبی رنگ وسط حیاط هم زد. خرمالوها را شست. روی تخت چوبی نشست. زلف های سفیدش را با دست استخوانی و چروکیده زیر روسری برد، تمام خستگی اش را به پشتیِ لاکی و رنگ پریده ای که هم سن و سال عمرِ زندگی اش با حاج آقا بود تکیه داد و با صدای نیمه بلند خدا را شکر کرد صدای قُل قُل سماور بلند می شود و در کنار جرینگ جرینگ استکان های کمر باریک، حکایت از دم کشیدن یک چای خوش رنگ و خوش طعم با کشمش و توت خشک دارد. همه چیز آماده است. فقط مانده صدای زنگی گوش نواز که پیک آمدن بچه هاست. چقدر از این تصاویر زیبا و ماندگار پیش رویتان است؟ اگر برکت حضور آرامش بخش مادر بزرگ و پدربزرگ بر زندگی پرهیاهوی امروزیتان سایه دارد که خوشا به حال و روزیتان. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |