
گِرگِشو؛ رسم جالب کودکان بوشهری در روز ولادت امام حسن+ عکسصدای کوبیده شدن در می آید، اما صدای همخوانی این مصرع بیشتر به گوش می رسید: «گره گشو سرت بشور، با آرد شو»، پدر همچنان که مشتی از نقل و نبات ها را در دستانش می ریزد، - خبرگزاری فارس_بوشهر، فاطمه مظفری پور: از اتاقم بیرون می آیم، طبق جنگولک بازی های همیشگی برادرم، باید منتظر این می بودم که بگوید: ها دادا، بالاخره از اتاقت ظهور پیدا کردیا. نزدیک اذان مغرب بود اما خبری از سفره افطار نبود، خبری از مادرم هم نبود، صدایش می زنم، اما جوابی نمی شنوم. از اتاق انباری صدای بهم خورد ظرف و ظروف و وسایل می آید، اینطور بهم زدن وسایل را فقط مادرم بلد است، شما هم لابد صبح ها با صدای به هم خوردن ظروف آشپزخانه بلند می شوید، پس قطعا نوع این صدای هنجارشکنانه را مثل من از حفظ هستید. به سمت انباری می روم، درست حدس زدم، او در خرت و پرت های انباری دنبال چیزی می گشت. همچنان که نگاه خیره ام به عملیات جست وجوی مادر است می گویم: عزیز، دم افطاری چه گم کِردی شما؟ _دنبال سبد حصیری کو هستُم وِرِش نداشتی که نه؟ دو ماه پیش سبد حصیری مادرم که از مادربزرگم به او رسیده بود را قایمکی از زیر وسایل انباری بیرون کشیدم تا بتوانم گل های خشک شده ام را داخلش بگذارم. _میگم شاید یکی گذاشته باشه تو اتاق مو، البته شاید، از آدمی هیچی بعید نی. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |