
ماه رمضان با اعمال شاقه/ افطارمان را زیر پیرهن هایمان قایم می کردیم!روزه جرم بود اما کم نیاوردیم. بچه ها غذای ظهر را می گرفتند و می ریختند توی پلاستیک؛ بعد چهار گوشه اش را جمع می کردند توی هم و گره می زدند؛ وقتی خوب سفت میشد افطاریمان را زیر پیرهن هایمان قایم می کردیم. - خبرگزاری فارس؛ حنان سالمی: کله شق بودند. یک عده جوان ریشوی بسیجی با لباس های خاکی که نشد توی کارشان نبود. زیر پاهایشان مین کاشته بودند و بالای سرشان ریسه ی رگبار گلوله بود. آفتاب پنجاه درجه ی جنوب، گوشت تن شان را آب کرده بود. لب های خشک شان با گفتن هر جمله ای می شکافت و خون روی چانه هایشان می چکید. رد تفنگ ها و داغی لوله های آهنی روی بازوهایشان کبود شده بود. اما برای باز کردن روزه هایشان می گفتند این ها فقط چند تا بهانه ی بچه گانه است! و راستی چه می شود که روح آدمیزاد یکهو آن قدر بزرگ می شود که این همه رنج در میدان جنگ را بهانه می بیند و از وظیفه ی شرعی اش برای خدا کم نمی گذارد؟ جلیل سوری: برای افطار نوبت مان را به هم می دادیم بعثی ها می دانستند توی دلمان چه خبر است. برگ برنده ی بچه های ما معنویت بود و تفنگ هایشان افتاد دنبال به رگبار بستن دین و ایمانمان. آتش توپخانه و پاتک هایشان را در ماه مبارک زیاد کردند. می دانستند بچه ها با زبان روزه تاب و توانی ندارند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |