
به این عکس ها خیره شو؛ شفقِ چهارم آبان از خون شهیدان حرم سرخ شدصدای گلوله در فضا می پیچید و طنین فریاد در گلوگاه، هرکه به سویی می گریخت اما رگبار امان نمی داد، آن غروب آبستن غم بود، غمِ یتیمی آرتینِ چهار ساله. - خبرگزاری فارس، شیراز/ سیاوش ستاری: غروب های شاهچراغ همیشه صفای دیگری دارد؛ به یاد دارم هنگامِ غروب وقتی که نوای اذان در حرم می پیچید چقدر زائر مشتاق را به سوی خودش جلب می کرد، آن روز هم سیل خروشان زائر به سوی حرمش روانه بودند. در جغرافیای شیراز و شاهچراغ، پهنه تاریخ، چهارم آبان 1401 آبستن غروبی غمناک بود، شفقِ چهارشنبه سرخی اش را در خون هایی به ودیعه گذاشته بود که با گلوله هایی شوم، یک شام تاریک را رقم زد. خون های گرم و سرخ، بر در و دیوار حرم پاشیده شد، خادم حریم احمدی روبه روی گلوله ها سینه سپر کرد، اما رگبار سینه اش را نشانه رفت، مادری با کودکش در آغوش هم جان سپردند، آن سوتر پسری با موهای فرفری جذابش، یتیم شد و گلوله ها مرگ آرزوهایش را رقم زد. رحل و رحیل غروب بود. گلبانگ اذان در شاهچراغ پیچیده بود، عطر نماز و مناجات در حرم با شیرینی زیارت واقعا صفایی دلنشین داشت؛ حالا بهترین وقت برای مناجات بود، رحل گشوده و قرآن به روی آن، رو به رویش زائری با چادری رنگین نشسته و در سکوت و آرامش آیه ها را می خواند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |