موضوعات داغ: - حقوق بازنشستگان - تامين اجتماعي - بازنشستگان تامين اجتماعي - استرس و اضطراب - رامين راستاد - شخصيت شناسي - افزايش حقوق - مدافعان حرم - عليرضا منصوريان - سرمربي استقلال - سازمان ثبت احوال - اداره كل اوقاف فارس - اداره كل هواشناسي فارس - رحيم حب نقي - پرورش آرتميا - ميزان بارش در كشور - اميرحسين تابع جماعت - كمد كودك - گرويس - پويا نوروزي - پهپاد آمريكا - حمايت از بنگاه هاي توليدي - طهران تهران

مطالب مرتبط:
در آخرین روز زندگی هیتلر چه گذشت؟
یک محکوم به قصاص با گذشت اولیای دم در سردشت به زندگی بازگشت
قانون 15 دقیقه چیست؟ | آشنایی با قانون 15 دقیقه
رشد آرام شاخص بورس در 30 دقیقه ابتدایی بازار امروز
در توزیع جوایز مرغ همسایه غاز است/ حتی لیگ قهرمانان با 40 دقیقه تاخیر برگزار شد
-113 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 14 تیر 1401 ساعت 20:572022-07-05فرهنگي

اسرار آخرین روز زندگی هیتلر دقیقه به دقیقه/ بر رهبر نازی و نامزدش چه گذشت؟


اوا براون لباس مراسم خود را از قبل انتخاب کرده است: یکی لباس مشکی ابریشمی مجلل، کفش های جیر فراگامو، یک ست دستبند طلایی با سنگ جواهری کهربای اصل، - " اوا براون لباس مراسم خود را از قبل انتخاب کرده است: یکی لباس مشکی ابریشمی مجلل، کفش های جیر فراگامو، یک ست دستبند طلایی با سنگ جواهری کهربای اصل، یک گردنبند یاقوت توپاز و ساعت الماس مورد علاقه اش.

امشب قرار است بعد از 14 سال رابطه پنهانی بالاخره ازدواج کند.

هیتلر به لینگه می گوید که باید کاری که می گوید را انجام دهد: باید دو پتو به اتاق خواب من ببری و بنزین کافی برای سوزاندن دو نفر را نیز تهیه کنی.

من می خواهم خودم را با اسلحه بکشم، همراه با اوا.

تو باید اجساد ما را در پتوهای پشمی بپیچانی و به بیرون از پناهگاه ببری و در آنجا بسوزانی.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازعصر ایران؛ فرادید نوشت: کتابی منتشر شد که داستان آخرین 24 ساعت زندگی هیتلر را لحظه به لحظه ثبت کرده است؛ دقایقی که جنون و ترس پیشوا را احاطه می کرد.

در این گزارش تمامی اتفاقات روز آخر زندگی او به ترتیب زمان رخدادها ثبت شده است.

یک دقیقه بامداد، یکشنبه، 29 آوریل 1945 (یکشنبه 9 اردیبهشت 1324) 9 متر زیر زمین - اِوا براون هیتلر (Eva Braun) آماده مراسم عروسی می شود.

او اکنون در اتاق خود در پناهگاه زیرزمینی پیشواست و پیشخدمت موهایش را آماده می کند.

طره موهای اوا با دقت به بالای موهای او وصل می شود؛ درست همان طوری که خودش می خواست.

به دلیل اینکه نامزدش، آدلف هیتلر، از آرایش خوشش نمی آید، او تمام تلاشش را کرده تا طبیعی جلوه کند.

اوا براون لباس مراسم خود را از قبل انتخاب کرده است: یکی لباس مشکی ابریشمی مجلل، کفش های جیر فراگامو، یک ست دستبند طلایی با سنگ جواهری کهربای اصل، یک گردنبند یاقوت توپاز و ساعت الماس مورد علاقه اش.

امشب قرار است بعد از 14 سال رابطه پنهانی بالاخره ازدواج کند.

او هرگز فکر نمی کرد که مراسم ازدواجش در پناهگاه زیرزمینی فورربونکر (Fuhrerbunker) در زیر باغ محل صدارت عظمای رایش در برلین برگزار شود.

اما تانک های ارتش روس (Russian Army) به مرکز نزدیک شده و دیگر امن نیست که بالای زمین باشند.

پناهگاه پیشوا با یک سقف بتنی به طول 10 متر محافظت می شود.

این پناهگاه از طریق پلکان به یک پناهگاه در بالاتر از متصل می شود.

همچنین از طریق راهرویی به زیرزمین محل صدارت رایش متصل است.

در آنجا یک بیمارستان اورژانسی، گاراژ و چندین اتاق برای منشی ها و افسرها وجود دارد.

حداقل نیز یک اتاق برای اوا تهیه شده تا او راحت باشد.

او از ماه ژانویه اینجا بوده و در بهترین اتاق اقامت داشته است.

معمار مخصوص پناهگاه، اثاثیه اتاق او را طراحی کرده است.

علاوه بر میز آرایش و صندلی، یک کمد مخصوس لباس، تخت یک نفره و یک مبل راحتی با پارچه گل دار برای او طراحی شده است.

نام او بر روی تمام اثاثیه، لباس ها، جواهر و وسایل دیگر ثبت شده است.

او از سرویس بهداشتی بیرون آمده و صدای انفجار حاصل از بمباران سنگین توپ های روسی را می شنود.

10 متر بالاتر از آنها، گورکنان شاهد توده آتش پراکنده شده در آسمان هستند.

در این لحظه، آنها جسد هرمان فگلاین، (Hermann Fegelein) شوهر خواهر اوا براون، را در یک قبر کم عمق دفن می کنند.

حکم او نیم ساعت پیش به دستور نامزد اوا اجرا شده بود.

خواهر اوا گرِتل (Gretl) باردار بود.

به همین دلیل، اوا از آدلف عاجزانه درخواست کرده بود که او را نکشد.

هیتلر به دلیل مداخله او عصبانی شده بود.

فگلاین هفته گذشته هنگام فرار دستگیر شده بود.

علاوه بر این، او را با پول، جواهر و زنی گرفته بودند که همسرش نبود.

در نهایت، اوا به گفتن یک جمله بسنده کرد: تو پیشوا هستی.

رُخوس میش (Rochus Misch)، تلفنچی پناهگاه پیشوا، در حال گوش دادن به هانس هوفبِک (Hans Hofbeck) از سرویس مخفی رایش بود که داشت نحوه اجرای حکم فگلاین را توضیح می داد.

او آنچه را دیده بود، تعریف می کرد: یک مسلسل بزرگ را برداشت، او را نشانه گرفت و تتتتتت.

ده دقیقه بامداد آدلف هیتلر در اتاق کنفرانس فورربانکر به یک میز نقشه که روی آن نقشه ای نیست تکیه داده است.

او وصیتنامه سیاسی خود را برای تراودل یونگه (Traudl Junge)، یکی از دو منشی خود، می خواند و او نیز سخنان هیتلر را می نویسد.

ابتدا، یونگه هیجان زده می شود.

آیا او اولین کسی خواهد بود که دلیل شکست آلمان ها را می شوند؟ اما هیتلر با یک تُن یکنواخت صحبت می کند و یونگه نیز از حرف های او ناامید می شود.

هیچ افشاگری، توجیه یا ندامتی در سخنان هیتلر شنیده نمی شود.

فقط همان اتهامات همیشگی علیه یهودیان که او صدها بار شنیده بود.

هیتلر سپس فهرستی بلندبالا از مقامات جدید نازی ها را می خواند.

حتی یونگه نیز می داند که این کار بی فایده است.

پس از اندکی مکث، او وصیت خود را می خواند.

وقتی که هیتلر به بخش ازدواج خود با اوا می رسد، یونگه شوکه می شود.

تاکنون رییسش اصرار داشته که دیگر ازدواج نخواهد کرد.

دلیل آن نیز این بوده که زنان آثار مخربی بر روی مردان دارند.

هیتلر اینگونه ادامه می دهد: من و همسرم مرگ را بر شرمساری ناشی از عزل و تسلیم ترجیح می دهیم.

درخواست ما این است اجسادمان بلافاصله پس از مرگ سوزانده شود.

او کمی مکث کرده و از میز فاصله می گیرد: این را در سه نسخه تایپ کن و سپس آن را برای من بفرست! اتاق کنفرانس آماده مراسم عروسی می شود.

پنج صندلی در کنار میز بزرگ نقشه جای می گیرند.

والتر واگنر (Walther Wagner)، از روسای دادگاه نازی ها، همراه با کاغذهای مربوطه وارد پناهگاه می شود.

پیشخدمت هیتلر هاینتس لینگه (Heinz Linge) اشاره می کند که واگنر به اندازه عروس خوشحال است! پانزده دقیقه بامداد روبرت ریتر فُن گرایم (Robert Ritter von Greim) تازه از جلسه ای با هیتلر خارج شده است.

او تلاش دارد از پناهگاه خارج شود.

درست چند ساعت پیش، هواپیمایی که او را به برلین آورده بود توسط ارتش روس از بین رفته بود.

او نیز به شدت آسیب دیده بود.

با این حال، هیتلر او را رییس جدید نیروی هوایی آلمان نازی لوفت وافه می کند.

او نیم ساعت بدون توقف در مورد شکست، دروغ، فساد و خیانت صحبت کرد.

سپس او از روی درماندگی در حال حرف زدن روی صندلی راحتی افتاد.

سپس اعلام کرد که در جنگ شکست خورده اند.

اولین بار بود که او اعتراف می کرد.

هیتلر به فن گرایم دستور داد که با کمک نیروی هوایی نازی ها یک ضد حمله را طراحی کند.

در این بین، اوا به خواهر آبستن خود نامه ای می نویسد.

گرتل همراه با پدر و مادر خود در خانه کوهستانی هیتلر در اوبرزالتسبِرگ اقامت دارند.

در این نامه، حرفی از مرگ شوهرش زده نمی شود.

(گرتل در پنجم ماه مه فرزند خود را به دنیا می آورد و او نام خواهر خود را برای آن فرزند انتخاب می کند.

اوا دختر گرتل در سن 27 سالگی پس اینکه نامزدش در یک تصادف کشته شد، دست به خودکشی می زند.

) هیتلر همراه با پیشخدمت خود در اتاق مطالعه به سر می برد.

هیتلر اکثر اوقات آنجاست؛ اتاقی کوچک با سقفی کوتاه که در آن یک میز تحریر، یک میز کوچک، یک مبل راحتی با پارچه سفید و آبی و یک میز ناهارخوری برای پیشوا و منشی هایش وجود دارد.

هیتلر خطاب به پیشخدمت خود می گوید: می خواهم اجازه دهم که تو پیش خانواده ات برگردی.

لینگه با صورت گرد و چشمان آبی خود به هیتلر نگاه می کند و پاسخ می دهد: پیشوای من، من در زمان پیروزی در کنار تو بودم، می خواهم در زمان شکست نیز در کنارت باشم.

او اکنون 32 ساله شده و قبلا آجرچین بوده است.

او به پیشوا وفادار است و به مردم می گوید: هرگز اربابی بهتر از او نمی توانستم داشته باشم.

هیتلر مکث کوتاهی می کند.

سپس به لینگه می گوید که باید کاری که می گویم را انجام دهی: باید دو پتو به اتاق خواب من ببری و بنزین کافی برای سوزاندن دو نفر را نیز تهیه کنی.

من می خواهم خودم را با اسلحه بکشم، همراه با اوا.

تو باید اجساد ما را در پتوهای پشمی بپیچانی و به بیرون از پناهگاه ببری و در آنجا بسوزانی.

لینگه از ترس می لرزد و فریاد می زند: بله قربان، پیشوای من! سپس اتاق مطالعه را ترک می کند.

45 دقیقه بامداد لینگه در پیروی از دستورات هیتلر با راننده هیتلر اریک کِمپکا تماس می گیرد.

او در یک پارکینگ زیرزمینی است.

لینگه از اریک 200 لیتر بنزین می خواهد.

بنزین تقریبا نایاب شده است.

اریک با کنایه می گوید: فقط 200 لیتر؟ شوخی که نمی کنی؟ می خواهی 200 لیتر را چه کار کنی؟ لینگه نیز جواب داد: راست می گویم اریک.

شوخی نیست.

هر کاری می توانی انجام بده تا این 200 لیتر را برای من بیاوری.

کمپکا به دستیار خود دستور می دهد که بنزین هر تعداد خودرو که در پارکینگ است را تخلیه کند.

پارکینگی که اکنون سقف آن پایین ریخته است.

ساعت یک بامداد اوا و آدلف از اتاق خارج می شوند.

او همان لباس مشکلی را به تن دارد.

هیتلر نیز همان شلوار مشکی همیشگی و نیم تنه نظامی خاکستری را پوشیده است.

آنها نیز بر روی صندلی های کنار میز بزرگ نقشه می نشینند.

والتر واگنر به آنها خوشامد می گوید.

آدلف و اوا 23 سال با هم اختلاف سنی دارند.

آنها در اکتبر 1929 (مهر 1308) با یکدیگر آشنا شدند؛ زمانی که اوا 17 سالش بود و در یک استودیو عکاسی در مونیخ کار می کرد.

در طول دو سال، هیتلر و اوا با هم به کافه و اپرا می رفتند و سرانجام قرار شد که با هم بمانند.

اما چهار سال اول رابطه برای اوا خیلی سخت بود.

زیرا آدلف به ندرت تماس می گرفت و معمولا به او بی توجهی می کرد.

اوا دو بار دست به خودکشی زد.

پس از دومین خودکشی، او به دلیل مصرف بیش از حد یا اُوردوز در ماه مه 1935 (اردیبهشت 1314) به کما رفت.

در این زمان، هیتلر تصمیم گرفت که دیگر او را رسما در کنار خود داشته باشد.

گرچه رابطه این دو همواره از عموم مردم پنهان می شد، اما آدلف یک خانه برای او در مونیخ خریده بود و چندین اتاق را در خانه کوهستانیِ خود برگهوف در اوبرزالتسبرگ برای او آماده کرده بود.

اوا می دانست که تنها کارش این است که او را آرام نگه دارد و در کارش ماهر بود.

هیتلر به دیگران می گفت: او ذهن مرا از چیزهای دیگر دور می کرد؛ چیزهایی که دوست ندارم به آنها فکر کنم.

اوا دوست داشت که خانم هیتلر نامیده شود.

علاوه بر این، او همیشه آرزو داشت یک بازیگر هالیوودی شود: زمانی که هیتلر در جنگ پیروز شود، من می توانم نقش خودم را در داستان زندگی مان بازی کنم.

در نهایت آنها می خواهند ازدواج کنند.

والتر از عروس و داماد می خواهد که اصالت آریایی خود را تایید کنند و بگویند که عاری از هرگونه بیماری موروثی هستند.

پاسخ هر دو مثبت بود.

زمان به دست کردن حلقه طلا فرا رسید.

هر دو حلقه از اجساد زندانیان زندان گشتاپو تهیه شده بودند.

متاسفانه حلقه ها به دست آنها بزرگ بود.

والتر اعلام می کند: این ازدواج مطابق قانون صحیح است.

شواهد ازدواج همان افسرهای رده بالای نازی ها هستند که در پناهگاه مانده اند.

ساعت یک وبیست وپنج دقیقه بامداد روبرت ریتر فون گرایم که رنگش به دلیل درد ناشی از جراحات وارد پریده بود، به سلامت در فرودگاه رچلین در 160 کیلومتری شمال برلین فرود آمد.

او که اکنون رییس لوفت وافه شده بود به شماری از نیروها که هنوز در آن فرودگاه مانده بودند دستور داد که به سمت برلین پرواز کنند.

سخنان او بی تاثیر است.

فرودگاه در بمباران نیروهای متفقین نابود شده بود و پرواز همان تعداد اندک هواپیما به پایتخت تاثیری در حمله آنها به برلین نداشت.

ساعت یک وسی دقیقه بامداد پس از مراسم، عروس و داماد به اتاق خصوصی خود برگشته و از آنها پذیرایی می شود .

از افسران دیگر نیز پذیرایی به عمل می آید.

والتر پس از پذیرایی به سر پست خود برمی گردد.

دو روز بعد، او در یک درگیری خیابانی با اصابت گلوله کشته می شود.

پیشخدمت هیتلر به اِوا تبریک می گوید و او را خانم هیتلر صدا می زند.

چشمان اوا از خوشحالی برق می زند.

ذهن هیتلر هنوز درگیر است.

او بورمن و گوبلز را از مهمانی خارج می کند تا نام های بیشتری را به آن فهرست اضافه کنند.

یونگه از تغییرات مکرر در لیست کلافه شده است.

ساعت یک و چهل وپنج دقیقه بامداد یوزف گوبلز نزد یونگه می رود.

او در حال تهیه نسخه نهایی وصیتنامه هیتلر است.

در چشمانش اشک جمع شده و می لرزد.

یوزف می گوید: پیشوا می خواهد من برلین را ترک کنم خانم یونگه.

او دستور داده که من در حکومت جدید یک پست کلیدی داشته باشم.

اما من نمی توانم.

من نمی توانم برلین را ترک کنم.

من نمی توانم از کنار پیشوا بروم.

اصلا چه دلیلی دارد که پیشوا کشته شود ولی من زنده باشم.

او نیز از خانم یونگه می خواهد تا وصیت او را نیز را بنویسد.

خانم یونگه خودکار خود را برداشته و او شروع می کند.

او این چنین شروع می کند: برای اولین بار در زندگی می خواهم از دستور پیشوا سرپیچی کنم.

همسر و فرزندانم نیز مرا در این سرپیچی همراهی خواهند کرد.

او وصیت خود را با یک پیمان به اتمام می رساند: از آنجایی که نمی توانم در خدمت پیشوا و در کنار او باشم، به این زندگی پایان می دهم، زیرا دیگر هیچ ارزشی برایم ندارد.

پس از اتمام وصیت او، خانم یونگه شروع به تایپ آن وصیتنامه می کند.

در این بین بغض گلوی او می شکند.

در اکثر روزهای هفته گذشته، او با فرزندان آقای گوبلز مراقبت می کرده و برای آنها داستان می خوانده است.

ساعت پنج بامداد آدلف و اِوا هیتلر به اتاق های خود رفته اند.

در گذشته، اوا از این مسئله شاکی بوده که چرا هیتلر به اتاق او نمی آید.

اما زمان این حرف ها گذشته است.

هیتلر تنهاست.

او آماده شده که به رختخواب خود برود.

او به کمک یا همدردی کسی احتیاجی ندارد.

او نسبت به تمیزی و انضباط وسواس دارد.

با دقت خود را شسته و پیراهن خواب کتان سفیدرنگ خود را به تن می کند.

لباس های خود را نیز با ظرافت بر روی رخت پهن کن می اندازد.

خواب اغفال کننده است.

با نزدیک شدن سحر، بمباران شهر توسط نیروهای روس قوت می گیرد.

آتش از بسیاری از ساختمان های شهر شعله می کشد.

نیروهای روس در چند صد متری پناهگاه هستند.

اما اتفاقات روز دوشنبه باعث خواهد شد تا کسانی که در پناهگاه زیرزمینی هستند، قبل از فرورفتن به کام مرگ به الکل و عیاشی پناه ببرند.

اِما کریگی (Emma Craigie) و جوناتان مایو (Jonathan Mayo) تمام جزییات آخرین روز زندگی هیتلر را در یک کتاب به همین نام (Hitler’s Last Day: Minute By Minute) منتشر کرده اند.

این متن برگرفته از بخش های اولی همین کتاب است.


کلید واژه ها: لباس - انتخاب - دستبند - رابطه پنهانی - طلایی - هیتلر - مراسم - دقیقه - آخرین - اتاق خواب - ساعت - پناهگاه - سوزاندن - گردنبند - ازدواج - داستان - پنهانی - بیرون - منتشر - گزارش - بنزین - اجساد - زندگی - اسلحه - علاقه - الماس - همراه - رابطه - مورد - قرار

آخرین اخبار سرویس:
استایل خاص خانم گوهر خیر اندیش به همراه دخترش

بازیگر زن ایرانی خودش را 20 سال جوان تر کرد +عکس

سیر تحول سینما به روایت فاطمه معتمد آریا +ویدیو

تقویم و اوقات شرعی بیست ویکم مرداد شیراز+فیلم

ریحانه پارسا خودش را شبیه زامبی ها کرد +عکس باورنکردنی

صوت | برسد کاش صدایم به صدایی

فیلم | سازشناسی در تعزیه ایران

پیکر هوشنگ ابتهاج در رشت به خاک سپرده می شد

ویدیو/ رونمایی مینا وحید از حیوان خانگی جالب و بامزه اش

ویدیو/ رونمایی مینا وحید از حیوان خانگی جالب و بامزه اش

ورمزیار: تعزیه، رسانه عاشوراست + صوت و فیلم

شوخی خطرناک دیوید بکهام با همسرش!/عکس

اگر تونستی در زیر 10 ثانیه فنجان خالی را پیدا کنی معرکه ای / امتحان کن

فیلم | نمایش عاشورایی از گیلان که در کربلا اجرا شد

دکورهای «خندوانه» جمع شد

زیبایی از دست رفته ترانه علیدوستی با چهره پیر و شکسته + عکس

بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مجموعه های فرهنگی کرمان

سحر قریشی چقدر پیر و چروکیده شده | ازدواج سحر قریشی را پیر کرد

اکران مردمی تی تی با حضور پارسا پیروز فر +ویدیو

عکس/ شوخی بامزه لاله مرزبان، بازیگر ستایش با برخی میوه ها

عکس/ شوخی بامزه لاله مرزبان، بازیگر ستایش با برخی میوه ها

جشن تولد لاکچری پژمان بازغی با دو کیک متفاوت

دانلود قسمت 14 یاغی کامل | دانلود قسمت چهاردهم سریال یاغی با لینک مستقیم

عکس/ واکنش عجیب مریم مومن به درگذشت هوشنگ ابتهاج

عکس/ واکنش عجیب مریم مومن به درگذشت هوشنگ ابتهاج

الهام حمیدی با انتشار عکس مادر جوان و جذابش تعجب مخاطبان را برانگیخت

ملیکا زارعی هم چادری شد/ تصویری جذاب از خاله شادونه با چادر مشکی!

تصاویری دلگیر از خانه زیبای هوشنگ ابتهاج پس از فوتش

فیلم: پخت 3هزار سیخ کباب نذری در بندرعباس

تکمیل مرحله دوم موزه هنرهای صنعتی در کرمان

عکس/ پست غم انگیر مازیار لرستانی کاربران را نگران کرد

عکس/ پست غم انگیر مازیار لرستانی کاربران را نگران کرد

دلنوشته زیبای مهران مدیری برای هوشنگ ابتهاج+ تصویر

ویدا جوان زنِ لوس پژمان تو اینستا اصلاً ساده نیست؛ خانوم با چشای رنگیش چه می کنه!

تاکید بر انتخاب آثار تولیدی برای جشنواره / بهبودبخشی به اجراها در بخش استانی/ هدفمند بودن آثار شرکت کننده

مهلت ارسال آثار دو بخش از جشنواره بین المللی تئاتر مقاومت تمدید شد

ویدئویی از شبنم قلی خانی در سالن آرایش/ استوری خانم بازیگر غوغا به پا کرد!

بازگشت اکبر زنجانپور به صحنه با یک تئاتر

مدیر هنرهای نمایشی به دیدار اکبر زنجانپور رفت

اکران مردمی فیلم سینمایی تی تی با حضور پارسا پیروزفر+ ویدئو

تغییر چهره عجیب و غریب «بازیگر خانم» سر دیگ نذری

لرستان 7 شهید عرصه خبر تقدیم انقلاب کرده است

ملاقات مدیر هنرهای نمایشی با اکبر زنجانپور

دلیلی که باعث شد هانیه توسلی از ازدواج متنفر شود! | فیلم صحبت های خانم بازیگر

مراسم تشییع و خاکسپاری هوشنگ ابتهاج در رشت برگزار می شود

تنفر هانیه توسلی از ازدواج | هانیه توسلی هرگز ازدواج نمی کنم+ ویدئو

وزیر ارشاد: دنبال حل مشکل «جیران» هستیم

سایه در رشت آرام خواهد گرفت

زیدآبادی: چرا ادبیات کیهان اینقدر تهوع آور است؟

ابتهاج در رشت به خاک سپرده می شود

«تی تی» فیلمی با طعم انسانیت

وزیر فرهنگ: تالار مرکزی کرمان آبان ماه افتتاح می شود

خبر هایی از آیین های سنتی بزرگداشت قیام عاشورا

دستخط شهرام ناظری برای «سایه» /اگر رهنمودهای سایه نبود شاید هرگز وارد دنیای حرفه ای نمی شدم

مهران مدیری داغدار شد | استوری غمگین و ناراحت کننده مهران مدیری میلیون ها نفر را ناراحت کرد

حال و هوای خانه قدیمی ابتهاج پس از درگذشت او

عجیب ترین نوع لشکرکشی برای دعوا در ملایر + فیلم

معرفی کتاب «پنجمین پنجره و خورشید »

شهرک کلیله و دمنه ؛ یک غافلگیری ارزشمند ؛ دستمریزاد به سازندگان با ذکر یک تبصره

لگد زدن به نادر سلیمانی در خیابان+ویدئو

بازیگر جنجالی چادری شد +عکس

شهرام ناظری: اگر تشویق های سایه نبود شاید هرگز وارد موسیقی نمی شدم

شهرک کلیله و دمنه ؛ یک غافلگیری ارزشمند ؛ دستمریزاد به سازندگان

حال و هوای خانه قدیمی ابتهاج پس از درگذشت او

خبری درباره پارسا پیروزفر که غوغا کرد | حرکت عجیب پارسا پیروزفر برای خرید بلیط! + فیلم

چرا «سایه» سرآمد غزل سرایان معاصر نیست؟

ویدئو/ آواز خواندن جنجالی نیکی کریمی در سریال یاغی

ویدئو/ آواز خواندن جنجالی نیکی کریمی در سریال یاغی

کتاب «گمشده مجنون » رونمایی شد

فیلم کوتاه سبا؛ تظاهر به آنچه نیست

وزیر فرهنگ: فاز دوم موزه هنرهای صنعتی در کرمان تکمیل می شود

محکومیت هتک حرمت مدافعان حرم و شهید همدانی/ملت ایران همواره قدردان فرزندان برومند خویش است

دانلود قسمت 22 برنامه مهمونی کامل | دانلود قسمت بیست و دوم مهمونی با حضور سارا بهرامی

پیکر هوشنگ ابتهاج در رشت به خاک سپرده می شود

آیا تذکر صدا و سیما به سریال خاتون در مورد روسیه صحت دارد؟

کیک تولد خاص و دو طبقه نازنین کریمی + فیلم

ابتهاج در رشت به خاک سپرده می شود

ابتهاج در رشت به خاک سپرده می شود

جزییاتی جالب درباره آهنگ زنگ گوشی جاوید در سریال یاغی

اپرای عاشورا روایتی فاخر از حماسه ای بزرگ

سایه ای که از بر موسیقی ایران برفت/ نقش جاودانه ابتهاج در اعتلای موسیقی ایران (فیلم)

آغاز مرمت خانه تاریخی صدرالعلمای قزوین

معرفی کتاب «ر»

یادی از مرحوم علی سلیمانی در «برای علی»

گشایش نمایشگاه عکس سوگواره مهر محرم در سمنان

اگر ابتهاج نبود هرگز وارد عرصه حرفه ای موسیقی نمی شدم+عکس

تمدید مهلت ارسال آثار 2 بخش از جشنواره بین المللی تئاتر مقاومت

مازیار لرستانی عزادار شد | استایل مردونه مازیار لرستانی در مراسم ختم

عکس/ غول برره وقتی که سرباز بود!

تمدید مهلت ارسال آثار 2 بخش از جشنواره بین المللی تئاتر مقاومت

تمدید اجرای اپرای عروسکی عاشورا تا 26 مرداد

پست متفاوت مهناز افشار برای درگذشت سایه

راه های جدید امیر تتلو برای دیده شدن پس از جدایی از سحر قریشی + ویدئو

مشکل مسکن خبرنگاران گلستانی حل می شود/ الزام مسوولان استانی برای پاسخگویی به خبرنگاران

میراث ناملموس عاشورایی

نقد و بررسی کتاب عقیله در رواق کتاب حرم مطهر رضوی

«شب نشینی» میزبان بازیگر تلویزیون و سینما

تاخیر یک هفته ای در اکران «شب طلایی» حاتمی کیا تاخیر یک هفته ای در اکران «شب طلایی» حاتمی کیا

واکنش شجریان، قربانی و دیگر هنرمندان موسیقی به درگذشت «سایه»

فیلم| ساختمانی با ظاهر یک حلزون

اسرار آخرین روز زندگی هیتلر دقیقه به دقیقه/ بر رهبر نازی و نامزدش چه گذشت؟

اسرار آخرین روز زندگی هیتلر دقیقه به دقیقه/ بر رهبر نازی و نامزدش چه گذشت؟